267- بازگشت

در آستانه 33 سالگی، احساسات و شخصیت  20 سالگی ام به سراغم آمده...آرزوهای آرمانی، انرژی و شور کارهای بزرگ،‌ریسک های پرخطر، سادگی جوانی، بی تفاوتی خاص نسبت به هرآن چه دنیایی است، کشش به عرفان، لذت شعر و ادبیات...انگار پرتاب شدم به 13 سال پیش ...

می ترسم از این بازگشت....مخصوصا از اینکه عمر این احساسات کوتاه و گذرا باشد و من به خاطرشان خیلی پل ها را خراب کنم. از طرفی به خاطر زنده شدن این "من20 ساله" تحمل خیلی از روزمرگی ها  سخت شده برام... 

و چنان بی تابم

که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه....

/ 1 نظر / 3 بازدید
علی

مادرم صبحی میگفت: موسم دلگیریست. من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست. (سهراب سپهری)