239-چادر

از سال 85 که به شرکت امدم هر سال چند تایی از خانم های چادری، چادرشان را کنار می گذارند و مانتو پوش می شوند. برخی بعد ازدواج، برخی در دوره بارداری و بعضی هم با بچه بغل کردن و البته بعضی هم یک هویی! الان تعداد خانم های چادری شرکت به عدد انگشتان دست هم نیست که البته به جز دو سه نفر بقیه در شرکت مانتویی هستند و چادر مخصوص سرویس شان است!

دیروز یکی از خانم های چادری که نزدیک 10 سالی سابقه دارد و ازدواج و بارداری و بچه داری را در این سابقه ده ساله پشت سر گذاشته  و اتفاقا همسرش هم از همکاران است  و از کسانی بود که حتی داخل نمازخانه هم او را بی چادر ندیده بودم را با مانتو دیدم و پچ پچ های همکاران که خانم بعد 10 سال یادش آمده  و ال و بل...

بهشون گفتم اینکه یک زن در هر برهه ای از زندگیش بر بند و محدودیتی که نه دین  نه خدا و نه عرف و بلکه صرفا خودخواهی مردان در طول تاریخ برایشان به وجود آورده، غلبه کند مرا از ته دل خوشحال می کند. انگار یک آزادی، یک حق طبیعی برای خودم کسب کردم.

پ.ن: هفته پیش در مسیر چالوس راننده خانمی را پشت این اتوبوس جدیدا که خیلی باکلاسن دیدم (که اتفاقا خودش هم با کلاس به نظر می آمد.) به صورت ناخودآگاه با دیدنش سرم بالا رفت و خدا رو شکر کردم....عبور ار هر محدودیتی برای زنان مرا به آینده دخترکم امیدوار می کند. به روزهایی که همه درها و مسیرها برای او، مثل همه زنان دنیا و مثل همه مردان ایران باز باشد. 

/ 8 نظر / 4 بازدید
احسان

در کل شکستن محدودیت ها و زنجیرهای خودساخته فکری و دینی و عرفی باعث خوشحالی است اما تنزل از بهترین مصداق حجاب که بنا به تایید همه علمای دین همون چادر باشه، باعث تاسفه نه خوشحالی،چون خود بیانگر اسارت و تسلیم شدن در فرهنگ غربی سکولاریستی است. همچنین شوفر شدن خانما یا مشاغلی که هیچ تناسبی با روح و عاطفه و وضعیت فیزیولوژکی زنان ندارد، نه جای شکر،که جای تاسف و تعمق دارد که چرا هنجارهای فیمینیستی در حال جایگزین شدن به جای ارزش های فطری اسلام هستند؟! با شما موافقم که،"خودخواهی" مردان در برهه ای از تاریخ سبب محدودیت هایی برای زنان شده، اما در امروز تاریخ باز "زیاده خواهی و لذت طلبی"مردان، زنان را به گونه ای دیگر محدود میکند، امروز رها کردن چادر، فردا... فردایمان در آینه غرب و هالیوود منعکس است. نمیدانم آیا آن شهیدی که در وصیت نامه اش سیاهی چادر زنان را از سرخی خونش،برای دشمن کو بنده تر عنوان میکند،جز دسته مردان خودخواه تاریخ میبینید؟

پریسا

تقریبا همیشه وقتی زن ها دست به چنین کارهایی می زنن، برای بقیه حتی گاهی هم جنس های خودشون بحث برانگیزه. به هر حال چه عناصر ذکور خوششون بیاد یا این که برعکس شروع کنن به دندان قروچه و منحرف کردن بحث، الآن زن ها دیگه مثل قبل نیستن و اگر بخوان و اراده کنن، می تونن دست به سخت ترین کارها یا به قول بعضی، مردونه ترین کارها بزنن. در ضمن علایق و سلایق هر آدمی به خودش مربوطه، و ربطی به جنسیت نداره. خوبه یاد بگیریم این قدر دماغمون رو در کارهای همدیگه فرو نکنیم ... [متفکر]

سینرژی

ارزشهای جامعه و مردم به مرور زمان تغییر می کنه بیست سال پیش شاید حدود هشتاد درصد خانمها چادری بودن و خانم های مانتویی در اقلیت بودن. الان تقریبا این نسبت برعکس شده و خانم های چادری خودشون رو در اقلیت می بینن. همین دور بودن از هنجار ها و عرف جامعه می تونه عامل مهمی باشه که مردم با تغییرات جامعه خودشون رو مطابق کنن

پریسا

جمله ی آخرم خطاب به اولین کامنت گذار بود ها! [چشمک]

سیدرضا

1_ با جستجوی کلمه ای در گوگل به وبلاگ شما رسیدم. عادت به کامنت گذاری در وبلاگها را ندارم و دوست داشتم صفحه را ببندم اما تصمیم گرفتم پیش از آن ضمن احترام به عقاید شما من نیز عقیده خود را در این مورد بیان کنم. 2_ خواهر گرامی؛ وجود فرهنگی ایرانی، مذهبی که از دل اعراب برخواسته و اکنون اضافه شدن اندیشه های فمنیستی غربی ما را دچار آشفتگی ذهنی عجیبی کرده است. شما در پاسخ به یکی از دوستان فرموده اید ((مهم قرآن است که...))، اگر به راستی قرآن را مهم میدانید در جریان باشید که آنچه در قرآن آمده با اندیشه های فمنیستی مغایر است. پس یا فمنیست باشیم یا مسلمان چرا که خدا در قرآن میفرمایند دیه مرد دوبرابر زن، حق ارث مرد دو برابر زن، حق طلاق با مرد و زن را نیز اجبار به تمکین از مرد خویش مینمایند و ... که اغلب اینها مغایر با اندیشه های فمنیستی است. حکایت خواستن خر و خرما در اینجا صدق میکند. اما نمیتوان این دو را کنار هم داشت.پس یا رومی روم و یا زنگی زنگ.

سیدرضا

خواهر گرامی؛ شما از فرزند خود نوشته اید و این اثبات میکند که لااقل دارای سن و سال کمی نیستید و لااقل دوره نوجوانی را گذرانده اید. اما اینکه در سن و سال جوانی یا میانسالی هنوز برای هرچیز حکم کلی میدهید مایه تعجب است. ((خودخواهی مردان)) حکمی کلی و کودکانه است و ((خودخواهی عده ای از مردان)) حکمی عادلانه تر. این که به جز زنان ایرانی ((همه زنان دنیا آزادند)) نیز حاکی از ناپختگی تان دارد. بنده بر اساس شغل و حرفه ام به بیش از بیست کشور دنیا سفر کرده ام و به شما یقین میدهم بسیاری از کشورهای عربی و آفریقایی و حتی معدودی از کشورهای آمریکای لاتین فاقد آزادی های اولیه برای بانوان و حتی آقایان هستند. و البته از همه احکام شما عجیبتر اینکه تمام مردان ایرانی را نیز مشمول این آزادی دانسته اید و تو گویی که زنان ایرانی غریبترین موجودات دنیا هستند و تنها از آنها سلب آزادی شده است. براستی آزادی را در چه میدانید؟ اینکه مردان ایرانی میتوانند با آستین کوتاه به خیابان بیایند و یا در کنار دریا با مایو مشغول شنا باشند لابد از دید شما آزادی است. پس آزادی بیان و سایر آزادی های حیاتی که از این جماعت سلب شده را چه بنامیم؟ شما اگر خواستار ا

حجازی

سلام بیشتر نقاشی باباشه دیگه؟[چشمک][هورا]

نوشین

یک نکته جالب که حین خواندن کامنتها به ذهنم رسید اینکه بسیار دیده شده که هرجا طرف مقابل بحث برهان و منطق کافی برای اثبات نظر خود و ادامه بحث پیدا نمی کند فورا برچسب خاصی به طرف مقابل زده و او را از ریشه مخالف اسلام و خدا و قران و... دانسته و به این روش طرف مقابل را محکوم کرده و نه تنها خود را از شر بحثی که در آن گیر کرده رها می کند بلکه وجهه برحق بودن هم به خود می دهد! برچسبهایی مثل منافق- ضد انقلاب- محارب- مرتد- غربزده- فتنه گر و...به گوش همه ما آشناست.حالا این روزها فمنیست هم اضافه شده. شاید اگر کمی ظرفیت شنیدن نظرات مخالف در ما وجود داشت شنیدن و درک حقایق آسانتر بود... این آقای سید رضا هم اگر زن بود با این شدت از قوانین دیه و ارث و حق طلاق و تمکین و...طرفداری نمی کرد.چراکه مرد بودن و دفاع از قوانین مردسالار چیزی جز خودخواهی نیست.