304-بی اعتمادی

  • فوق تخصص یک رشته به ما یک روش درمانی را پیشنهاد می دهد.اعتماد نمی کنیم و با پزشک متخصص دیگری مشورت می کنیم...او نظر متفاوتی دارد ..پس سراغ سومی می رویم و جالب اینجاست که او هم نظرش با دو تای قبلی فرق می کند...یا استخاره می کنیم یا براساس "حس" و "عقل" خودمان عمل می کنیم.
  • فرزندمان استعداد خاصی در نقاشی یا شعر دارد تبلیغات فراوانی برای کلاس های نقاشی و خلاقیت و ... می بینیم ولی نمی تونیم اعتماد کنیم که مدرسین این کلاس ها به جای پرورش استعداد های فرزندمان، ان را سرکوب نکنند.
  • شرکت ما  برای نمایندگانش هزینه آموزشی زیادی صرف کرده و طبق الزامات سازمان باز/رسی از نظر ابزار و جایگاه ها و ... ان  ها را کاملا تجهیز و ممیزی کرده است ولی مشتری ما به نمایندگی که ماشینش را صبح می گیرد و بعد از ظهر تحویل می دهد اعتماد ندارد و ترجیح می دهد از حسن اقا گاراژ دار خدمات بگیرد تا بتواند بالای سر ماشینش بایستد.
  • خیلی از خانم های شدیدا نسبت به اقایون و روابطشون بی اعتمادند.
  • به رییسمان در مسائل کاری، به نماینده مان در حساب و کتاب درست و ... اعتماد نداریم.

نمی دانم این بی اعتمادی در تخصص/روابط  ریشه اش کجاست ولی مسلما هزینه های بالایی توسط جامعه بابتش پرداخت می شود...

/ 2 نظر / 4 بازدید
حجازی

کجایی؟

امیرعلی

سلام. در جامعه ای که فضای بی اعتمادی عمومیت پیداکنهف مصادیقی از آنچه برشمرده اید بسیار یافت خواهد شد. واقعیت این است که وضعیت "اخلاق" در چامعه ما اصلا مطلوب نیست. در فقدان اخلاق، بی اعتمادی متولد می شود. گاه حتی بی اعتمادی نتیجه قیاس به نفس است. چون خودم می دزدم و خیانت می کنم و دروغ می گویم، لاجرم دیگران را هم دزد و خیانتکار و دروغگو می دانم. و گاه ناشی از مارگزیدگی های مکرری است که آدمیزاد را از ریسمانهای سیاه وسفید هم می ترساند. والبته نباید فراموش کرد که : الناس علی دین ملوکهم!