238- نوشته نصفه و نیمه ای که حذف شد

عادت بدی دارم. یک کار را فقط وقتی حسش هست می تونم انجام بدم و با گذشتن حسش یا بایگانی می شه تا ابد یا تا وقتی که دوباره حس ادامه کار با توجه به ماهیتش به وجود بیاد. (البته وظایف سازمانی از ابن قانون مبرا هستند.)

چند شب پیش در حال کار با اینترنت و در عین حال تماشای تلویزیون و بحث با آقای همسر درباره دمو.کراسی  یکهویی حس نوشتن اومد و وبلاگ رو باز کردم و شروع به تایپ کردم که مانترا گله، مثل موش اومد بالا و رو پام نشست و تقاضای کلیپ "دختله که می افته تو آب"  کرد و از آنجا که روانشناسان تاکید فرموده اند هیچ وقت کاری نکنید که فرزندتان فکر کند کارها و وسایل و ... براتون از اونها مهمترن...وسط نوشتن در حالی که به پیام نوشته رسیده بودم "جالبه که ..." صفحه را مینیمم کردم و فایل مورد نظر مانترا رو براش باز کردم...بعدش هم که حس نوشتن رفته بود و یکی پیدا شده! و سیستم رو خاموش کرده بود.

دیروز یک سر زدم به وبلاگ دیدم ای دل غافل نوشته نصفه نیمه ام منتشر شده و یکی از دوستان هم براش نظری داده که متاسفانه به دلیل حذف پست نظر ایشان هم حذف شد. پیام های اخلاقی:

1-      به حرف های روانشاسان به هیچ وجه گوش نکنید.

2-      عادات بدتان را خودتان اصلاح کنید قبل اینکه روزگار اصلاحتان کند.

3-      نوشته های نصفه نیمه را اول به صورت پیش نویس ذخیره کنید بعد فرزندتان را با سیستم تنها بگذارید.

و اما پیام آن نوشته نصفه برای دوستانی که خوانده اند: شخصیت ادم ها وقتی درباره موضوعی مثل  "دمو.کراسی" اختلاف نظر دارند یا در باره موضوعی پیش پا افتاده مثل "مهمانی"، کاملا متفاوت است .سعی کنید سطح موضوعاتی که در اون ها با دیگران اختلاف نظر دارید رو بالا ببرید!

/ 8 نظر / 10 بازدید
mohammad

اين بار که کسى آمد،نميگويم برو.. حتى نميگويم کس ديگرى را ميخواهم.. فقط ميگويم..ببين!!! من شکسته ام.. ..خسته ام..کمى آرامم کن همين!!

حجازی

مطلب قبلی اتان را هم خوانده بودم .به نظرم همون شکلی جالب بود .

پریسا

در مورد پاراگراف اول، منم همین طورم! به هر حال اختلاف نظر وجود داره و اجتناب ناپذیره، گاهی آدم کلی انرژی صرف می کنه بابت موضوعی که بعدا می فهمه چقدر پیش پا افتاده بوده! وقتی در بطن ماجرا هستی، ممکنه این موضوع رو خیلی متوجه نشی [لبخند]

امیرعلی

[قهر] چون من کلی راجع به دلیل نا تموم بودن جمله حدس زدم و بعد هم در مورد یکی از احتمالات ممکن کامنت گذاشتم و حالا نه پست هست و نه کامنت من. خداییش [قهر] داره دیگه!

امین حسرت

سلام وبلاگه بسیار زیبایی دارین یه سری هم به ما بزنید مایل به تبادل لینکم مر30

mohammad

یه سوالی داره مخمو میخوره چرا همیشه اونجوری که امید داری پیش نمیره ؟ وقتی که ته دلت ذوق میکنی بی هویت , چشمان هراسان کسی رو که گویا نگران است و فقط دلت امید دارد بهبود را اما نه بعضی آدما اصلا عوض نمیشن چون یاد نگرفتن که سرشون و بکنن تو یقه شون و انقدر نفس بکشن و عوق بزنن خودشونو که ببینند هنوز هستند کسایی که خیلی چیزا شنیدن که نیستن که خیلی کارا کردن که الان اینجان که .... نمیدونم چطوریه که ما آدما یادمون میره کارایی که کردیم حرفایی که زدیم و دنیایی که ساختیم کار خودمونه کاش میتونستم همون قدر آروم فقط گوش کنم حتی صدای انفجاریت را کاش انقدر حرمت نمیشکست دلی که عشق را بلد نیست