259- اخلاق(1)

بعد مدت ها امروز صبح سوار تاکسی می شوم و طبق معمول جلو می نشینم و همان اول کمربندم را می بندم.

آقای راننده :" دست شما درد نکنه، خیلی ممنون."

من متعجب: "خواهش می کنم" و توی دلم {چه جالب که از ادم به خاطر کاری که واسه خودش می کنه تشکر کنن...حس خوبی دارم}

عقب هم مسافر سوار می کند. نزدیک مقصد یکی از مسافران 500 تومانی می دهد.

آقای راننده با لحن مودبانه و سرشار از آرامش:" معمولش 700 تومان است ولی اصلا مساله ای نیست، راحت باشید."

مسافر 200 تومانی می دهد.

آقای راننده:" آقا گفتم که نیازی نیست."

مسافر:" نه ..بفرمایید."

آقای راننده:" شما بزرگوارید."

اینقدر آقای راننده باشخصیت و مودب است که با خجالت از ایجاد مزاحمت، با صدای آهسته و خیلی کوتاه تماس همسرم را جواب می دهم که "کجایم؟"  و از اینکه اسکناس کرایه ام کمی چروک است هم شرمنده می شوم.(و این چنین جهان بهبود می یابد............)

می دانم که وضعیت کنونی مملکت و هرج و مرج حاکم برای هیچ کس اعصاب نگذاشته ومی دانم فقر، ایمان را هم زایل می کند چه برسد به اخلاق...ولی شاید "اخلاق مداری" در شرایط کنونی کمی روح و روانمان را التیام بخشد. آن 200 تومان کرایه مثل همه برخوردهای این چنینی می تونست با لحن بد و اعتراضی، اعصاب راننده و همه مسافران را تا آخر شب خراب کند ولی با خویشتن داری و نحوه طرح آقای راننده بدون هیچ تنشی و بدون نارضایتی طرفین پایان یافت.

 باید بیشتر در مورد استراتژی های رفتاری مان و اثرات آن فکر کنیم.

/ 3 نظر / 10 بازدید
میثم

خیلی خوب و امیدوارکننده است. به هر حال شرایط جامعه این شکلیه، حالا ما میتونیم با بداخلاقی و بدرافتاری شرایط رو بدتر کنبم یا اینکه به این شکل تلطیف کنیم. خودم در اطراف خودم آدم اینطور ی با اخلاق زیاد میشناسم

حجازی

بعضی آدم ها انگار از مریخ اومدن ! مثلا همین راننده!

عبداله

موافقم با اخلاق مداری بابت "واقعیاتی تلخ درباره سبک زندگی ایرانی" هم سپاسگزار می باشم