270- نسل ها

سریالی پخش می شود از تلویزیون درباره یکی از گروه های مارکسیستی قبل انقلاب (البته با تعریف نویسنده فیلمنامه)...اخیرا کتابی هم خواندم که یکی از موضوعات فرعی اش همین فعالیت های چریکی بود...نمی دانم این سازمان ها با ادم ها چه می کردند که این قدر راحت از خانواده و آرامش و ..._همه چیزهایی که یک انسان عادی بهش نیاز دارد_  و حتی از "جان " خود می گذشتند برای یک هدف، یک آرمان، یک عقیده  و در راه آن فرار و گریز، شکنجه و درد و  هر چیزی را تحمل می کردند...آن وقت  ما در سازمان مان نمی توانیم کارکنان یک مدیریت را برای تحقق یک هدف ساده مثل " رضایت مشتری" در محدوده کاری آنان بسیج کنیم، آن هم با کمی بیشترکارکردن و بیشتر فکر کردن و ....(نه با گذشتن از راحتی و آسایش زندگی)

گمان من اینه که  در نسل قبل از ما، ادمها "ایدئولوژیکی" بودن...عقیده و ارمان براشون مهم بود.همون نسلی که انقلاب کرد.

نسل ما ادمای "نوستالوژیکی" هستند که خاطره دو روز قبل براشون می شه "نوستالوژی"...ایمیل ها، موضوعات پیج های فیس بوک، برنامه های تلویزیونی +30، مقالات مجلات و ...همه این موضوع رو تایید می کنن. در حالی که در 30 ساله های نسل قبل موضوعات ارتباطی خیلی عمیق تر و ارمانی تر بود...

فکر می کنم نسل قبل بیشتر در آینده، نسل ما در گذشته و نسل حاضر بیشتر در "حال" زندگی می کند. "حال" نه به معنای عرفانی آن، بیشتر به معنای بی خیالی و...

پ.ن: این ها:

  •  تحلیل های شخصی هستند.
  •  عمومیت ندارند.
  • خودم تمایلات نوستالوژیکی کم رنگی دارم.
/ 0 نظر / 4 بازدید