271- ساده بودی مثه سایه...

"تو دیگه چه قدر ساده ای"، "وای که چه فدر ساده ای تو"، " اینقدر ساده نباش"....

از نوجوانی بارها و بارها مخاطب عبارات  بالا بوده ام _و هنوز هم هستم البته با فرکانس تکرار کمتر_از دوستان و اقوام و همکلاسی ها و همکاران و ...

قبل تر ها از شنیدنش ناراحت می شدم و الآنی ها (اصطلاحی که در بچگی برای زمان حال به کار می بردیم) راستش نه تنها ناراحت نمی شوم که انگاری ته ته دلم خوشحال  می شود از "ساده ماندن" .

کتاب "ارزش های زندگی" برای آموزش به کودکان را می خواندم.یک فصلش درباره "سادگی" بود.تعاریف جالب و تاثیرگذاری از سادگی داشت که آموختنش به یک انسان مهم و دشوار است:

سادگی یعنی:

  • طبیعی بودن و طبیعی رفتار کردن.
  • احساس های خود را به خوبی بیان کردن.
  • محیط پیرامون خود را خلوت و تمیز نگاه داشتن.
  • استفاده از وسایلی که واقعا به کارمان می آید و انباشته نکردن وسایل.
  • لذت بردن از هر آن چه که در پیرامون خود داریم.
  • سپاسگزار بودن از هر ان چه که داریم.

دوست دارم با تعاریف بالا "ساده" باشم.

 

/ 5 نظر / 4 بازدید
احسان

اکثر اهل بهشت ساده دلانند.[گل]

علی

سلام راستش خیلی وقت ها اینو به من میگن! بخصوص الان که دارم کار می کنم ، کارم تو خونست و طراحی وب و گرافیک میکنم البته با هزینه ای کم ، چرا که باید نمونه کار جمع کنم تا مشتریان بیشتری داشته باشم ، از وقتی این کار رو می کنم پدر و مادر میگویند ساده نباش اونا دارند تو رو خ--ر می کنند اما من توجهی نمی کنم چون به آیندم ایمان دارم می خواستم اینو بگم سادگی یک فرد دیلیل کودن بودن یا نفهم بودنش نیست . ممنون

پریسا

آفرین که ناراحت نمیشی. تو صحبت های روزمره ی ما، مفهوم درست خیلی از واژه ها و اصطلاحات عوض شده متأسفانه ...

علی

راستی چندتا نمونه کارهامو گذاشتم رو سایت لطفا ببینید و نظرتونو دربارش بگید ، خوشحال میشم ، البته به دلیل اینکه وقت نداشتم نتونستم قسمت نظرات رو طراحی کنم لطف کنید نظرتون رو برام ایمیل کنید

حجازی

ساده باشیم جه در باجه یک یانک چه در زیر درخت