349- خودشناسی 1 - آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

349- خودشناسی 1

شرکت در بحث های شبکه های اجتماعی باعث شد کشف مهمی درباره خودم و دیگر ایرانی ها بکنم. کشفی که در خیلی از کتاب ها خوانده بودم ولی هیچ وقت این قدر برام ملموس نبود. در این بحث ها که  عمده آن ها حول موضوعاتی مثل مشکلات جامعه و سازمان و دولت و حک.ومت و ... است من همیشه نظر متفاوتی داشتم و برام عجیب بود چه جوری همه دوستان داخلی و خارجی و  فامیل و همکار شبیه هم و مخالف من فکر می کنند.

 من همیشه در این بحث ها معتقد بودم که خودمون، مردم و منابع انسانی سازمان  مسبب بهبود /پسرفت هستند و سایر نهادهای کلان صرفا نقش تسهیل گر رو دارند ولی سایرین به عکس معتقد به محوری بودن نقش دول.ت/ مدیرعامل/مجلس/آموزش و پرورش/والدین و ... هستند.

 کشف مهمم این است که من به شدت و حتی به شکلی افراط گونه به مرکز کنترل درونی ام معتقد و وابسته ام و کمتر پیش میاد کس دیگر/نهاد بالادستی و ... را در سرنوشت و رفتارهایم موثر بدانم. در حالی که عموم مردم کاملا به مرکز کنترل بیرونی متکی هستند. این که می گویم افراط گونه دلیلش این است که گاهی نقش و محوریت "من و خودم " در همه تصمیم گیری هایم به علت اینکه می خواهم مسئولیتش هم با "خودم" باشم زیادی پررنگ می شود و حتی شاید گاهی بوی "خودمحوری" بدهد.

حتی به این نتیجه رسیدم که شاید یکی از علت هایی اصلی مهاجرت های نخبگان ایرانی همین وابستگی آنها به "بیرون از خود" باشد و اینکه توقع دارند یکی بیاید و همه بسترهای مناسب فعالیت و زندگی و رفاه و کار را برایشان فراهم کند و آنها کفش های خود را درآورده و در آن ساختار مشغول به زندگی شوند.

شاید این موضوع ناشی از تربیت/حافظه تاریخی/آموزش یا حتی با نظریه های جدید مربوط به ژن های ما باشد ولی فکر می کنم این تفکر برای یک جامعه خطرناک است. 

   + آیینه ; ٦:۳٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٥/۳/۱۱
    "آيينه شما"()