آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

247-دموکرا30 در خانه

مانترا :دستشویی دارم.

من: با بابا برو عزیزم.

مانترا: نه نه...با مامان.

بابا: باشه باباجون با مامان برو.

من (با قیافه مظلومانه و معصومانه): ببین من خسته ام.. تازه می تونی تا دستشویی با بابا مسابقه هم بدی ....(در چهره مانترا تردید نمایان می شود و من استفاده می کنم )بابایی پاشو دخترم منتظره...

بابا: تو این خونه دموکرا30 حکمفرماست!کیا می گن مامان بیاد. دستاشون بالا.

و مانترا و خودش با بدجنسی دستشون می برن بالا.

نمی تونم به خاطر خستگی  و یه دستشویی بردن، مفهموم دموکرا30 رو تو ذهن مانترا خراب کنم ... با لب و لوچه آویزون بلند می شم و فکر می کنم کلا دموکرا30 چیز مزخرفی است و لااقل هیچ وقت به نفع من یکی نبوده.

پ.ن1: فکر می کنم ما ادما در اصل فقط به منافع خودمون فکر می کنیم اگه این منافع با دیکتاتوری بیشتر تامین بشه، مسلما دیکتاتوری را به دموکراسی ترجیح می دهیم. مثلا خیلی از قوانین این کشور به شکل دیکتاتور مابانه ای به نفع آقایان است و دموکرات ترین آقایان با هزار دلیل(سفسطه) شرعی و عرفی و اقتضایی از آن ها دفاع می کنند چون منافعشان در گرو پذیرش این دیکتاتوری است.ای کاش می شد ورای نفع و سود شخصی مان در همه جا مدافع دموکراسی باشیم.

پ.ن 2: همسرم دموکرات ترین ادمی است که دیده ام. لااقل در نقش های پدر-همسر-برادر- مدیر واقعا دموکرات است.

 

   + آیینه ; ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/۸/٢٥
    "آيينه شما"()

246- این مردم نازنین!

مدتی هست که در مدیریتمان جابجا شده و در اداره جدیدی مشغول شده ام.

چند ماه پیش یک خدمت نوین تعریف کردیم با قیمتی بسیار پایین...خودمان می دانستیم ضرر است ولی برای جاانداختن خدمت با قبول ضرر و در نظر گرفتن بودجه ای برای جبران، این بسته خدماتی روی کانتر نمایندگی ها قرار گرفت.... استقبال چندانی نشد... این طرح یک ماهه بود. در چند روز آخر آمار فروش بالا رفت (البته نه به اندازه انتظار با توجه به قیمت خدمت) مدیران تصمیم به تمدید زمان فروش با همان شرایط به مدت یک ماه گرفتند و آمار فروش به شدت پایین آمد! بعد از این یک ماه شرایط جدید فروش اعلام شد و  با توجه به عمر خودرو قیمت های متفاوتی اعلام شد. (قبلا برای جذب مشتری قیمت ها ثابت بود) بدین شکل که برای خودرو صفر همان قیمت های رویایی قبلی و برای بقیه کمی افزایش قیمت..ابتدا تقاضا افت کرد ولی مجددا روند عادی( نه خوب) پیدا کرد... با بررسی هزینه ها و رفتار مشتریان خریدار خدمت تصمیم گرفتیم بک بررسی کارشناسی توسط همکاران خودمان قبل فروش انجام دهیم. برنامه ای نوشته شد که چندین شاخص در خصوص خودرو را بررسی می کرد: متوسط هزینه ماهانه قبل خرید خدمت جدید، متوسط پیمایش، هزینه تجمیعی، دفعات مراجعه، تکرر مراجعه به یک نمایندگی، فواصل زمانی و کیلومتری مراجعه، نوع قطعات تعویضی و تعمیرات انجام شده و تکرر تعویض /تعمیر یک قطعه و .... مقایسه موارد مذکور با متوسط کل خودروهای مشابه و ...و بدین شکل فروش بسته به برخی خودروها تایید نمی شد.  از وقتی این سخت گیری ها شروع شد فروش به شکل جالبی افزایش یافته است!!!

پ.ن:

1- کلا ادمای جالبی هستیم وقتی دلار و سکه بالا می رود همه می خریم وقتی پایین می آید همه می فروشیم. کلا  قوانین علم اقتصاد و بازاریابی و روانشناسی را زیر سوال برده ایم.

2- دلیل دیر به روز کردنم: لپ تاپم مدتی است مشکل پیدا کرده.. گاهی بی دلیل، گاهی با باز کردن فایل ویدئویی و گاهی با بازکردن دو فایل از انواع مختلف(مثل  pdf و excel)  یک هو خاموش می شه. واسه همین برای اجتناب از ضد حال خوردن از تبلت همسرم برای چک روزانه ایمیل و سر زدن به وبلاگ ها و ... استفاده می کنم ولی راستش تایپ کردن باهاش برام خیلی سخته. اصولا من با تکنولوژی تاچ میانه خوبی ندارم! (الان هم هر دو ثانیه یه بار سیو می کنم مبادا یک دفعه خاموش بشه.)

3- اسم پست از کتابی به همین نام از آقای کیانیان اقتباس شده است.

 

   + آیینه ; ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۸/۱٩
    "آيينه شما"()