آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

228-.....

مشاهده یادداشت خصوصی

   + آیینه ; ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/٤/۳٠
    "آيينه شما"()

227-خلقت

گفتگوی دو نفر که در منزل از حیوانات نگهداری می کنند:

ش: سه تا بچه گربه داریم دوتاشون دخترن یکی شون پسر.....پسره عصرها می ره ولگردی ولی دخترا همش تو خونه ان...راستش حوصله بارداری و بچه اوردنشون و تر و خشک کردن بچه هاشون رو دیگه ندارم.ولی پسره هر غلطی هم بکنه دردسرش مال ما نیست که...

ف: واه گناه دارن بیچاره ها، دلشون می پوسه تو خونه. از اولش نباید دختر می گرفتی(!)، دردسراش زیاده...البته یکی از دوستای من یک سگ ماده داشت به سن جفت گیری که رسید بردش کلینیک نمی دونم واکسن زدن عقیم شد یا رحمش رو درآوردن...دیگه با خیال راحت همه جا می بردش گردش!!!

من: خدایا یعنی واقعا خلقت با این شرایط متفاوت، انصاف بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی شد تو طراحی شرایط برابرتری! در نظر بگیری؟

 

   + آیینه ; ٧:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/٢٧
    "آيينه شما"()

226-بار

ما که "بار" نرفتیم اما اینی که تو تلویزیون دیدیم  یه جاییه که ادما می رن، می شینن، یه نوشیدنی (معمولا ارزان) می خورن و با هم گپ می زنن. قدیم تر ها قهوه خانه های ما هم شبیه همچین جایی بوده ولی الان قهوه خانه ها (معمولا) پاتوق افراد معلوم الحال شده...کافی شاپ ها هم صرف نظر از گرانی، مکان هایی لوکس و رمانتیک هستند که هیچ وقت پیش نمیاد دو نفر غریبه در آنجا با هم سر صحبت رو باز کنند.

گاهی ادم نیاز داره با یکی که هیچ تصویری از شخصیتش، از گذشته ش، از زندگیش، از تحصیلاتش و ...نداره گپ بزنه و درددل کنه. کسی که شاید هیچ وجه مشترکی با ادم نداره اصلا از یک طبقه و دنیای دیگه ست. تو این جور گپ ها ادم خیلی موقع ها توقعاتش کم می شه، ارزوهاش بزرگ می شه، راه های جدیدی رو واسه زندگی می شناسه، از غم و ناراحتی ای که داره فارغ می شه، توسط یه ادم دیگه که هیچ تعهدی برای دوباره دیدنش  و ادامه رابطه نداره کشف می شه و ....

بودن با ادم هایی هم سطح، هم کلاس، همکار، قوم و خویش، دوست و ...و خلاصه ادمهای آشنا و هم تراز همیشگی زندگی گاهی ملال آور می شه ...تازه خیلی حرفا رو نمی شه با آشناها زد ...

گاهی که مانترا را می برم پارک و یک دفعه یا یک غریبه ( از خانم دکتر گرفته تا همسر  یک افغانی) هم صحبت می شم می گم ای کاش یه جایی مثل بار (البته با نوشیدنی های مجاز) داشتیم تا می رفتیم و یک کم گپ می زدیم.

پ.ن: چت کردن هم تا حدودی از نیاز فوق الذکر ! نشات می گیرد که متاسفانه به دلیل سهل الوصول بودن ادامه ارتباط، عدم ارتباط رو دررو  و ....آسیب هاش زیاده.

   + آیینه ; ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/٤/٢٥
    "آيينه شما"()

225-قهرمان پروری

نوشته رستم و سهراب  خانم حجازی و نظری که برایشان نوشتم باعث شد این پست رو بنویسم.

فکر می کنم تنها شاعری که هیچ وقت نتونستم با شعرهاش ارتباط برقرار کنم فردوسی بوده.(البته به دلیل زنده نگه داشتن زبان پارسی همیشه قدردانش بوده ام) قدیم ترها علتش  را نمی دانستم ولی در این چند سالی که بیشتر در خصوص ریشه های احساساتم کنجکاوی می کنم فهمیدم که مشکل من با قهرمان پروری اش است.

راستش هیچ وقت نتونستم یک قهرمان رو دوست داشته باشم، مریدش بشم یا حتی تحسینش کنم... فکر می کنم بی عیب شدن یک انسان از چند حالت خارج نیست یا ادم متظاهریه یا بقیه (تاریخ نویسان قدیم و رسانه های جدید) رو تطمیع کرده تا انچه او می خواهد بنگارند یا مریدان نابخرد و متعصبی دور و برش (چه درعصر خودش و چه در سایر زمان ها) بوده اند که نگذاشته اند حقیقت زندگی اش منتقل شود(بااینکه خودش ادم درستی بوده) و دست آخر اینکه مثل رستم صرفا یک افسانه است و وجود خارجی ندارد.

آقای خاتم/ی از شخصیت های محبوب من است ولی هیچ وقت اشتباهاتی که در دوره ریاستش کرد را انکار نمی کنم و از عملکردش در ان موارد دفاع نمی کنم... درباره امامان و پیامبرمان هم هیچ کس با هیچ توجیه و توضیحی نتوانسته مرا در خصوص تعدد ازدواج هایشان قانع کند (واقعا راه دیگری برای تبلیغ دین نبود!!!!!!!!!! یا کسی که قرار تا اخر دنیا الگوی بشریت باشد نباید کمی بالاتر از عرف رایج زمان خودش رفتار کند؟) ولی این باعث نمی شه خیلی از ارزش های اخلاقی که از سیره آنان به زندگی ام  راه یافته رو ندیده بگیرم. در حقیقت فکر می کنم هیچ ادمی به دلیل ادم بودنش نمی تواند اشتباه نکند شاید در خصوص یک  یا چند وجه خاص معصوم باشد(قهرمان باشد) و سرتر از سایرین ولی در همه جهات نه!

 

پ.ن: بحث مذهبی  ممنوع لطفالبخند

   + آیینه ; ۸:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٤/۱۳
    "آيينه شما"()