آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

264- سال نو مبارک

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید ،
برگ های سبز بید،
عطر نرگس، رقص باد،
نغمه ی شوق پرستو های شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست...
نرم نرمک می رسد اینک بهار،
خوش به حال روزگار !

خوش به حال چشمه ها و دشت ها،
خوش به حال دانه ها و سبزه ها،
خوش به حال غنچه های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک - که می خندد به ناز-
خوش به حال جام لبریز از شراب،
خوش به حال آفتاب.

ای دل من ، گرچه - در این روزگار -
جامه ی رنگین نمی پوشی به کام،
باده ی رنگین نمی نوشی ز جام ،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت - از آن می که می باید – تهی است؛

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم !
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب !
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.

گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ؛
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ!

سال نو مبارک.

   + آیینه ; ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۳٠
    "آيينه شما"()

263-برف

اولین برف واقعی امسال نرم نرمک می بارد...همه پرده ها را کنار کشیدم که لحظات باریدنش را ببینم. یادمه  پنجره های خانه قدیمی مون (خانه پدری ام که سال 87 به دلیل تخریب زیاد کوبیده و دوباره ساخته شد.) تقریبا قدی بود، یعنی حدود 40 سال از زمین فاصله داشت.از این کرکره قدیمی ها هم داشت که معمولا بالا بود.وقتی برف می اومد می شد دور سفره موقع خوردن نون پنیر و چای داغ شیرین صبح، موقع خوردن آش رشته ظهر (که معمولا نهار روزهای برفی بود.)، وقت اذان و سر نماز و ... رقص برف و ارام نشستنش روی زمین رو تماشا کنی.

حالا اگه روی مبل و میز هار خوری هم بشینم شاید فقط رقصش را ببینم ولی فرود زیبایش را نه...صدای اذان هم که اصلا یا این پنجره های دو جداره نمی آید. دلم خیلی تنگ شده برای زندگی رو "زمین"، برای " پنجره قدی"، برای "آش رشته مامان"، برای "کمک به بابا برای برف روبی حیاط"، برای " صدای اذان".

پ.ن:شاید سالهای بعد دلم برای لحظات الانم هم تنگ بشه... اتاقی با پرده های کشیده که رقص برف رو ببینم...مانترای معصوم 3 ساله که راحت در رختخوابش خوابیده، صدای کتری در حال جوش و بوی جای تازه دم، صدای ماشین لباس شویی که مخصوص روزهای تعطیل است...آقای همسر که همین الان از بیرون آمد و رفته بود نان بربری بخرد و به جای آن نان باگت و سوسیس بندری خریده و در پاسخ اعتراض من که "برای نهار سوپ گذاشتم" بگه " این صبحانه است! اینترنت رو ول کن زود باش بیا تا سرد نشده" 

   + آیینه ; ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/۱٢/۱٧
    "آيينه شما"()

262- مانترا و شعر

" شب شده پاره پاره   بابام هنوز بیداره"

 (با تلفظ "ل" به جای "ر")

مانترا خیلی اوقات آهنگین حرف می زنه و خوب قافیه رو جور می کنه.

گاهی نمی دانم این شعر خودش است یا از جایی شنیده؟ ولی می دونم "وزن" رو درک می کنه. شعر بالا هم از این لحاظ که علاوه بر روان بودن بین مفهوم "شب" و " هنوز بیدار بودن" ارتباط معنایی برقرار کرده بود توجهم رو جلب کرد.

دوست دارم حفظ کردن شعر شاعران بزرگ را باهاش شروع کنم ولی راستش می ترسم زود باشد و کلا ذوقش را کور کند.

نوشته قبلی مرتبط: اولین سروده

  پ.ن: براش لباس خریدم، پوشیده رفته جلوی آیینه روی تخت می پره بالا و پایین و شعر می سازه:

بپر بپر می کنیم...همه رو خبر می کنیم

 

 

 

 

 

   + آیینه ; ٦:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٩
    "آيينه شما"()

261- علم ؟؟؟

 یَا کُمَیْلُ اَلْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ ...

امام علی به کمیل گفت: ای کمیل! علم بهتر از مال است؛ زیرا علم تو را حفظ می کند، در حالی که تو باید مال را حفظ کنی..

علم چی هست اصلا؟ داشتن لیسانس، فوق لیسانس، دکترا تو یه رشته مهندسی علمه؟ پزشکی چی؟ ریاضی و فیزیک محض؟ یا الهیات و دروس حوزوی؟ کدوم یکی از اینا علمه؟ چرا هیچ کدومش ادممون نمی کنه؟ چرا هیچ کدومش "حفظ نمی کند" ما رو از حرص، حسد، بدجنسی،‌خشم، کینه ...منظور امام از "علم" چی بوده؟ از " حفظ کردن" چی بوده؟این علمی که ادم رو حفظ می کنه رو کجا می شه پیدا کرد؟ در محضر کدام استاد و توی کدام دانشگاه و حوزه؟

واقعا این علمی که این همه تو انشاهامون ازش تعریف کردیم چیه؟ اونی که رشد بده روح و روان ادم رو. متعالی کنه شخصیتت رو.........

 

   + آیینه ; ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/۱٢/٦
    "آيينه شما"()