آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

260- 5 سال پیش این موقع ها

معمولا تو هر ماه نوشته های قبلی سالهای پیش اون ماه رو می خونم، بیشتر برای اینکه تغییرات حال و احوال خودم رو مرور کنم.ببینم کجا بودم، چه جوری فکر می کردم، تغییراتی که کردم خوب بوده یا بد (هرچند درمورد بعضی از تغییرات هنوز خوبی و بدیش برای خودم هم قابل تشخیص نیست.) یه دلیل دیگه اش هم مزه مزه کردن دوستی های اون موقع بین بچه های وبلاگ نویسه که خیلی هاشون دیگه نه می نویسند و نه می خوانند...دوستی هایی که به قول آرمان معمولا براساس عقاید مشترک شکل گرفته و به همین دلیل خاص تر از بقیه دوستی هاست.

ولی این بار نوشته بهمن 86 برایم مروری بود بر اینکه وضعیت اقتصادی کشور چه بوده و چه شده...اون موقع دوستان از اینکه دیدگاهم منفی شده گله می کردند و من هم سعی کرده ام دراین جا خیلی از بدی ها ننویسم ولی فکر می کنم شاید نوشته های ساده و روزمره وبلاگی بتونه کمک کنه که تاریخ نسل ما برخلاف تاریخ اعصار پیشین این مملکت  درست تر و بی تحریف تر به دست مورخان قرون آتی برسه.(قیمت ها خیلی جالب بود برام: برنج الان کیلویی 5000 نومان است! تازه نوع مرغوبش  6700 تومان است...اجاره خانه ها هم که درباره اش حرف نزنیم بهتر است...)

   + آیینه ; ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٢٧
    "آيينه شما"()

259- اخلاق(1)

بعد مدت ها امروز صبح سوار تاکسی می شوم و طبق معمول جلو می نشینم و همان اول کمربندم را می بندم.

آقای راننده :" دست شما درد نکنه، خیلی ممنون."

من متعجب: "خواهش می کنم" و توی دلم {چه جالب که از ادم به خاطر کاری که واسه خودش می کنه تشکر کنن...حس خوبی دارم}

عقب هم مسافر سوار می کند. نزدیک مقصد یکی از مسافران 500 تومانی می دهد.

آقای راننده با لحن مودبانه و سرشار از آرامش:" معمولش 700 تومان است ولی اصلا مساله ای نیست، راحت باشید."

مسافر 200 تومانی می دهد.

آقای راننده:" آقا گفتم که نیازی نیست."

مسافر:" نه ..بفرمایید."

آقای راننده:" شما بزرگوارید."

اینقدر آقای راننده باشخصیت و مودب است که با خجالت از ایجاد مزاحمت، با صدای آهسته و خیلی کوتاه تماس همسرم را جواب می دهم که "کجایم؟"  و از اینکه اسکناس کرایه ام کمی چروک است هم شرمنده می شوم.(و این چنین جهان بهبود می یابد............)

می دانم که وضعیت کنونی مملکت و هرج و مرج حاکم برای هیچ کس اعصاب نگذاشته ومی دانم فقر، ایمان را هم زایل می کند چه برسد به اخلاق...ولی شاید "اخلاق مداری" در شرایط کنونی کمی روح و روانمان را التیام بخشد. آن 200 تومان کرایه مثل همه برخوردهای این چنینی می تونست با لحن بد و اعتراضی، اعصاب راننده و همه مسافران را تا آخر شب خراب کند ولی با خویشتن داری و نحوه طرح آقای راننده بدون هیچ تنشی و بدون نارضایتی طرفین پایان یافت.

 باید بیشتر در مورد استراتژی های رفتاری مان و اثرات آن فکر کنیم.

   + آیینه ; ٦:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٢٥
    "آيينه شما"()

258-آه...

با کافرش بحث می کنی متعصب است با مومنش بحث می کنی متعصب است...احساس می کنی اصلا حرف هایت را نمی شنوند..نمی دانم شاید هم  من خیلی بی مبالاتم که درباره هر اندیشه جدید و صد درصد مخالفی می اندیشم و اگه لازم باشه نظرات بیست-سی ساله ام را عوض می کنم!

   + آیینه ; ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٤
    "آيينه شما"()

257- تغییر

گفته بودم جابجایی کاری درون مدیریت داشتم...قضیه از این قرار بود که از انجا که در سازمان ما درصد بسیار بالایی از مسائل به صورت مافیایی و روابطی و زد و بندی انجام می شود، آقای "پدرخوانده" تصمیم گرفتند اداره ما رو با یه اداره دیگه ادغام کنند چون معتقد بودند یک "کلیک" همه کارها رو انجام می ده! و ادم های خلاق و نوآور و ...(و هندوانه های زیر بغلی از این قبیل) را به اداره ای جدیدالتاسیس منتقل کردند...حالا بعد حدود 7 ماه که سر و صدای کل گروه و مدیران ارشد سازمان درآمده...آقای پدرخوانده به اشتباه خود اعتراف نموده که بله"در کنار سیستم، موجودی به نام ادم هم لازمه" و ما با دستور دومین مقام سازمان و بدون تغییر چارت و به صورت ضرب العجلی دوباره برگشتیم به اداره قبلی...بماند که چه قدر انرژی صرف شد که کارهامون رو منتقل کنیم تا بریم اداره جدید و چقدر بابت اینکه به  ITmannn ها (man نه به معنای مرد به معنای "منیت") بفهمانیم یک گزارش تخصصی و تحلیلی رو چه جوری فرموله کنند و نتایجش هم راضی کننده نشد  و چه قدر حرص خوردیم که در اداره جدید از همان ها دسترسی به اطلاعات برای کارهای تحلیلی بگیریم و تازه کارهای اداره جدید داشت رو غلتک می افتاد که برگشتیم به کارهایی که در این مدت به دلیل کمبود نیروی انسانی و عدم امکان مکانیزه شدن معلوم نیست در چه وضعیتی هستند ... و بماند که دوباره کارهای جدید را باید به ادمای جدید منتقل کنیم و .... واقعا بماند.

آن موقع هرکی داد زد که این تغییر اشتباه است توسط همان مافیای قوی به سنتی بودن و مقاومت در برابر تغییر و تفکرات کلیشه ای متهم شد و حالا که پدرخوانده کمی ضعیف شده (به دلایلی!!!) همه داد می زنند که چه "..."بی لیاقت و بی عرضه ای که سازمان تو این 7ماه این قدر میلیارد تومن ضرر کرده و هیچ کی به مدیر.عامل گزارش نداده...و باز هم کسی جرات تمام قد ایستادن جلوی پدرخوانده را ندارد که بگوید چه گذشت در این 7ماه ...

پ.ن: امیدوارم اداره جدید با خوبی و خوشی کارش رو ادامه بده...دیگه انرژی تغییر ندارم.

   + آیینه ; ٧:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۸
    "آيينه شما"()

256- خانه تکانی

اینجانب مشغول امر خطیر خانه تکانی 91 هستم به همراه کمی چاشنی سرماخوردگی و بدن درد...(دلیل به روز نکردن)

پیشنهاد می کنم شما هم شروع کنید.قالی شویی ها واقعا دو روزه تحویل می دهند و تمیز و بدون لک..خشکشویی هم بی منت شستنی هاتون رو می گیرن و زود هم تحویل می دهند...قیمت ها هم هر چند هیپنوتیزمولی هنوز قیمت های 91 ای هستند.

   + آیینه ; ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٦
    "آيينه شما"()