آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

197-اتفاقات یک روزکاری

اتفاقات یک روزکاری از ساعت 9 تا 13:

حول و حوش ساعت  9رئیسم از جلسه با مدیر تماس می گیرد که فلان گزارش را بیاور.فوری پرینت می گیرم و می دهم به مسئول دفتر مدیر و فرار می کنم که گرفتار جلسه نشوم. میانه راه احضار می شوم به دفتر مدیر و توضیح گزارش...

در جلسه آقای مدیر می گوید که برای جلسه ساعت 2 با شرکت مادر یک گزارش با n حالت و پارامتر قابل بررسی می خواهد.همان جا می فهمم با توجه به نوع بررسی ها حداقل سه نفر درگیر این گزارش می شوند ...در همین حال مسئول دفتر می آید داخل و می گوید مهندس فلانی از استراتژیک تماس گرفتند و فلان گزارش مهم را برای هیات مدیره گروه تا ظهر می خواهند. زود از جلسه می آیم بیرون که به کارهام برسم. از جلوی اتاق قائم مقام سریع رد می شوم و سلام گذرایی می کنم. صدایم می زند: نامه مربوط به آیین نامه حمایت از مصرف کننده را با این گزارشات... پاسخ بدهید که دیر نشود. چشمی می گویم و می آِیم. دو نفر از کسانی که باهام کار می کنند رو صدا می کنم و گزارش آقای مدیر رو توضیح می دم و با نفر سوم از اداره دیگر (اداره داخل مدیریت) هماهنگ می کنم. مسئول دفترمون میاد بالای سرم و یک شماره نامه از کنترل کیفیت برای پیگیری می آورد..می گم جهت ارائه طریق! دست آقای قائم مقام است. می گه بهتون برگردانده...کارتابلم رو به روز می کنم می بینم ای داد پر نامه شده..."چشم جواب می دم الان"...و مشغول گزارش هیات مدیره می شوم.

حول و حوش ساعت 10 رئیسم تلفنی با کسی صحبت می کنه و بعد قطع تلفن می گه خانم فلانی ساعت ده و نیم برید جلسه  مدیریت مطالعات استراتژیک در رابطه با آیین نامه ارتقای کیفیت ...با توجه به فوری بودن گزارشات راضی می شود همکارم را به جایم بفرستد.

نامه های کارتابل را تا جواب دادن گزارشهایی که ران کردم یکی یکی پاسخ می دهم که نماینده واحد سیستم ها تماس می گیرد و درباره گزارشات آن لاین شرکت های گروه و   راه حل ها برای حل مشکلات شان صحبت می کنیم که نتیجه اش یک جلسه با قائم مقام و ارسال یک نامه رسمی در این خصوص می شود.

رئیس اداره A (اداره داخل مدیریت) مکانیزم کسر از حساب نمایندگان بابت ... را از طریق نامه درخواست کرده (با سه علامت فوری) و چرا مکانیزم به شکلی نبوده که فلان نماینده و بهمان نماینده هم در لیست بیایند...کلافه می شوم و شماره نامه هایی که روی مکانیزم توافق شده، با توضیحاتی ارسال می کنم...

کارشناس مدیریت فنی و مهندسی می اید بالای سرم که فلان گزارش کیفی فلان خودرو را می خواهیم با این شرایط تا بعد از ظهر و فوری است و رئیسم با رئیستان هماهنگ کرده ..می پرسم می بینم بله آقا به همراه رئیس زنگ زده و قول گزارش را گرفته با یک نفر هماهنگ می کنم گزارشش را بگیرد.

همکارم با همراهش از جلسه ای که به جای من رفته تماس می گیرد و مجبور می شم کل اتفاقات 9 ماه رو براش توضیح بدم تا اشتباهی چیزی صورتجلسه و امضا نشود...

رئیس اداره B (اداره داخل مدیریت) صدایم می کنم که درامدهای حاصل از فلان خدمت (نماینده بودجه هستم ) به این شکل و ان شکل است و نمی توانیم فعلا گزارش بدهیم، می گم خب باید زودتر می گفتید که نامه بزنیم به  مدیریت ... نه حالا که باید گزارش مالی بدهیم.قضیه را با توافق در خصوص ارسال نامه تمام می کنیم.

رئیسم صدام می کنه که مهندس فلانی از مالی تماس گرفته گزارش ارسالی به شرکت مادر در خصوص .... یک میلیارد تومان اشتباه کردیم...سوابقش را پیدا می کنم و می بینم آقای مهندس ضریب ایرادات X را کلا در نظر نگرفته و این طور وقت ما را می گیرد..نتیجه را به رئیس اعلام می کنم که گزارش ارسالی کاملا درست بوده.

گزارش های بچه ها را جمع بندی می کنم و گزارش ساعت 2 آقای مدیر را می بندم ...گزارش هیات مدیره هم تموم می شه و می فرستم.ساعت 5 دقیقه به 12 است و من نه وضو گرفتم و نه رفتم نهار.(نهار و نماز از یک ربع به 12 تا 12:30 است).با عجله می روم و وقتی برمی گردم هنوز پام به اتاق نرسیده مسئول دفتر صدام می کنه که آقای مدیر کارت داره...یک گزارش برای معاونت می خواهد....

و هر روز همینطور کار می کنیم و کار می کنیم و در بحث های دوستانه و فامیلی می شنویم "شرکت های دولتی که کار نمی کنند و رشوه می گیرند و ..."و شرکت های گروه راضی نیستند.مدیران ارشد از عملکرد سازمان راضی نیستند. نمایندگان از تعاملات راضی نیستند و از همه مهمتر مشتریان از خدمات راضی نیستند ... و.... من نمی دانم باید چه کنم.

   + آیینه ; ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٦
    "آيينه شما"()

196-محرم از دیدگاه مانترا

هایده می خواند:"مستی هم درد منو دیگه دوا نمی کنه ..."

مانترا همه را تشویق می کند سینه بزنند."سینه بیزن","سینه بیزن"

پ.ن: تا حالا با هر آهنگی (حتی ارام و غمگین)‌باید می رقصیدیم ولی حالا می تونیم راحت سرجامون بشینیم و سینه بزنیم!

   + آیینه ; ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٢۳
    "آيينه شما"()

195- محرم

او: مثلا محرم است ها.

من: چه ربطی به موسیقی گوش کردن داره؟ حالا اگه رمضان بود می گفتیم ماه خودسازی است از هرچیزی که احتمالا (آن هم احتمالا) نفس را قلقلک بده باید پرهیز کرد ولی محرم ماه آزادگی است و موسیقی منافاتی با آزاده بودن ندارد.

او:به حرمت سختی های امام حسین باید محزون بود.

من: سختی های امام حسین صرف تحمل سختی نبوده, هدف داشته.حالا شما هدف رو ول کردید به فرایند رسیدن به هدف چسبیدید. اگه می خواهی حرمتی قائل بشی اول جلوی زور و زورگو بایست و آزاده باش بعد به خاطر بلایا غمگین و عزادار. 

×××××

می خواهم موهامو کوتاه کنم...دلم می گه بذار دهه اول تموم بشه بعدا برو....یاد بحث بالا می افتم و از این همه تضادی که بین سنتی بودن و عقلایی بودنم هست لجم می گیرد.کوتاهی موهای من چه ربطی می تونه به قیام عاشورا داشته باشه که دلم راضی نیست.

×××××

گفتم که مجبورمون کردن اتوبوسی بشینیم.به همین خاطر شلوغی و سر و صدای محیط کاری خیلی زیاد شده (همه پارتیشن ها حذف شده) تو جلسه هستیم و تلفن یک نفر چند بار زنگ می خوره و اعصاب مدیر به هم می ریزه و می گه حتی اگه10 ثانیه از پشت میزهاتون بلند می شید باید تلفن رو قطع کنین! همه افراد حاضر در جلسه نگاهش می کنیم(البته من پرسیدم یعنی هربار می رویم دستشویی هم این کار رو بکنیم؟ که با قاطعیت گفت :بله) و منشی دفتر می گه: آقا خود شما بارها که من زنگ زدم گوشی رو برنداشتید.مدیر بهش می توپه که شما کار خودتو کن و با من بحث نکن.

فکر می کنم منشی مون دینش رو به محرم امسال ادا کرد . من فقط تو دلم گفتم اون موقع که گفتند اتوبوسی بنشینید و گفتید چشم باید فکر این جاهاش رو هم می کردی.

×××××

تو تلویزیون می گه "ما هر چه داریم از محرم و صفر داریم"

یکی نیست بپرسه حالا چی دارین ؟ صداقت, همت,آزادگی, دینداری, شجاعت و وارستگی ....حالا که هیچی نداری لااقل محرم و صفر را به خودت نچسبان که آن را هم خراب کنی.

×××××

از اول تا آخر خیابان فسقلی ما ده تا داربست و ایستگاه صلواتی و پارچه زنی و محفل عزاداری درست شده.انگار یک کاررقابتی است. در ایستگاه های صلواتی چای و شیرینی می دهند! از اول موضوع رو مرور می کنیم:

 فرد آزاده ای در اعتراض به حاکم فاسد و دیکتاتور زمانه خود قیام می کند و تمام خانواده خود را در این راه فدا می کند حتی کودک 6ماهه اش را  و 1400 سال بعد ما در بزرگداشت این موضوع چای و شربت و شیرینی می دهیم!!!

   + آیینه ; ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٩
    "آيينه شما"()