آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

152-...

١-طوری این جمله رو چماق کردن و تو روزنامه ها و سایت ها و برنامه های تحلیل سیاس ی شون می کوبن تو سر گوینده ش که آدم فکر می کنه به جای ترویج مک تب ایران گفته می خواهیم مک تب اسرائیل یا مک تب شاه ملعون پهلوی رو تو دنیا ترویج بدیم.

دیشب تو برنامه دیروز/امروز/فردا که به قول خودشون نود سیاس ی است آخوندی که گویا نماینده مجلس هم بود می گفت: امام نگفت اسلام ایران گفت اسلام ناب محمدی!!! (آخه چه ربطی داره؟) یا می گفت امام گفت ما اسلام رو فدای ایران نمی کنیم ولی ایران رو فدای اسلام می کنیم.

فکر نمی کنم هیچ جای دنیا نماینده یک مملکت اینقدر راحت بتونه  (اون هم تو رسانه ملیش ) کشورش رو تحقیر کنه. طوری از ایران حرف می زدند که اگه کسی نمی دونست فکر می کرد ایران بزرگ ترین دشمنشان است!

٢-یک فوتبالیست روزه خواری کرده...تو کل رسانه ها تو بوق و کرنا کردند...برنامه ٩٠ می گه: فلان کس گفته ٢ ماه حبس و اینقدر ضربه شلاق داره...فلان کس دیگه گفته باید سفر کنه تا یک مسافتی, تا بتونه روزه خواری کنه و ...

٣-۴٠ دقیقه مونده به افطار رفتم رستوران شهرکمون آش بگیرم.می گه الان نمی دیم بعد افطار.می گم آقا نمی خوام اینجا بخورم که می خوام ببرم.می گه شرمنده بعد افطار....یکی نیست به اینا بگه آخه ....اگه من بخوام روزه خواری کنم اون هم ۴٠ دقیقه مونده به اذان، مگه محتاج یه کاسه آش شمام؟مثلاً می خواهید چی رو ثابت کنید، دینداری تون رو؟ نهی از منکرکردن تون رو؟ به خدا هیچ کی مثل اینا به اسلام و دین و مذهب و اعتقاد مردم ضربه نزده....

تو این مملکت حماقت, تعصب, تقدس مابی و جهل بیداد می کنه. ای کاش می شد مثل زمان هخامنشیان مذهب آزاد بود و دین رسمی نداشتیم یا لااقل این آدم ها یه کم فقط یه کم فکر می کردند. 

   + آیینه ; ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٧
    "آيينه شما"()

151- درباره مانترا!

مانترا 10 ماهه شده.

چهار تا دندون داره.2 تا بالا 2 تا پایین.

راه می ره و فوق العاده شیطون شده.تقریبا جایی تو خونه نیست که توسط ایشان تفتیش کامل نشده باشه.حتی اگه جای تنگی باشه که فقط اندازه یه خرگوش جا داره.

یه بار گفته "بابا" ولی دیگه تکرارش نکرده و الان هم بیشتر آوا می گه و کلماتی مثل:کیه، گیگی، جیزه، دددد

کتاب و کتابخونه خیلی دوست داره.مخصوصا کتاب های قطور که درد لثه هاش رو بهتر می کنه.وقتی نشستم و کتاب می خونم باید هر بار که از کنارم رد می شه یه گاز گنده به کتاب بزنه و این یه جور باجه که من می دم تا بذاره کتابم رو بخونم.

بیشتر وقتش رو با بازی با اسباب بازی هاش و دیدن CD هاش می گذرونه. CD های ترانه های رنگین کمان و CD های آموزشی  babyeinsteinرو خیلی دوست داره.

معمولا با شنیدن ترانه های کودکانه می خوابه و کم پیش میاد بشه با لالایی خوابش کرد...البته بچه تر که بود باباش براش " سلطان قلب ها" می خوند و می خوابید و من هم لالایی هایی که خودم ساخته بودم.

واسه غریبه ها اصلاً نمی خنده ولی واسه ماها و فامیل های درجه اول غش می کنه از خنده.خصوصاً رابطه اش با خاله ش خیلی خوبه و حتی با دیدنش می زنه زیر خنده.(آخه هر دوشون متولد سال گاوند و روز تولدشون هم یه روز فرق داره!)

فعلا دست و دل بازه ...مثلا وقتی داره اسباب بازی هاش رو می خوره اصرار عجیبی داره ما هم اونها رو که تفی و خیسند حتما بچشیم...یا وقتی شیر می خوره اصرار داره من هم به جاش دستش رو بخورم که حساب بی حساب بشیم..

گرماییه و من به خاطر اینکه راحت بخوابه باید تو تابستون سرم رو از سرما کنم زیر پتو. البته دارم سعی می کنم اصلاحش کنم چون بالاخره باید تا یه سنی تو مملکت اسلامی زندگی کنه و طبیعتاً با حجاب باشه.

خیلی خوش غذا نیست...هیچ چیزی رو هم همیشه با اشتها نمی خوره یه روز تخم مرغ دوست داره یه روز خرما یه روز هم هیچ کدوم. خیلی کم پیش می یاد به خاطر گرسنگی گریه کنه و معمولا تا چیزی بهش ندی بی قراره خوردن نمی شه. بستنی رو ولی خیلی دوست داره.اینم بگم با اینکه تا شش ماهگی جز شیر چیزی بهش ندادم(حتی آب) ولی الان همه چیز بهش می دم جز توت فرنگی-خربزه – عسل و کیوی که دکتر ممنوع کرده.

کلا ارومه و اذیت خاصی نداره.فعلا چیز دیگه ای یادم نمی یاد...

   + آیینه ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/٥/۱٩
    "آيينه شما"()

150-به امید آن روز

برام شده ملاک ادم شناسی...یک دسته از طرفدارانش آدم ها ساده دل و ساده لوحی هستند که  دروغ و فریب جایی تو ذهنشون نداره یعنی دلیلی برای دروغ نمی تونن تصور کنن. دسته دوم ادم هایی هستند که توی همه زمینه های زندگی حماقت و نا فهمی شون قلمبه می زنه بیرون و اگه طرفدارش نباشن باید تعجب کنی و دسته سوم  ادم های فرصت طلب و نون به نرخ روز خوری که از این آخور بی در و پیکر چیزهایی که تو خواب هم نمی دیدن(پست ومقام، وام میلیاردی و حل مشکلات با روشهای هیاتی  و غیر قانونی و....) نصیبشون شده و بر عکس دو گروه اول خیلی هم زرنگ و زیرکند.

وقتی دخترم معصومانه خوابیده و به چهره فرشته گونه اش نگاه می کنم نفرتم ازش چند برابر می شه و چرندیاتش مثل پتک تو مخم می کوبه:" ما هیچ هراسی از تحریم نداریم ...اصلا نمی تونه حمله کنه ...ما همه جوره آماده ایم و ..."

 دلم نمی خواد روزهای زیبای بچگی اش که می تونه سرشار از شادی و آرامش و امنیت باشه مثل بچگی های ما با دلهره و استرس جنگ و کمبود های تحریم نابود بشه...

****

یادمه کلاس سوم که رفتم خیلی از همکلاس های  سال پیش دیگه تو مدرسه ما نبودند وقتی دلیلش رو پرسیدیم دیدیم تو این سه ماه تعطیلی فرزند شهید یا جانباز شدند و رفتن مدرسه شاهد...خدا می دونه من که اون موقع پدرم جبهه بود با هر صدای زنگی چه اضطرابی پیدا می کردم... سال ها بعد از پایان جنگ هم که یک سال در مدرسه شاهد تحصیل کردم به وضوح مشکلات این آسیب دیده های جنگ رو لمس کردم: وضعیت درسی خیلی ضعیف، وضعیت اخلاقی خراب، مشکلات روحی و عصبی و ...

****

به چه حقی از طرف یک ملت حرف می زنی؟ ملتی که حتی منتخبشان هم نیستی...ای کاش می شد زودتر روزی برسه که وقتی از خواب بیدار بشم دیگه نباشی یا لااقل دیگه ر.ج  نباشی...

پ.ن: خیلی سعی کردم که ننویسم ولی باور کنید نشد.

   + آیینه ; ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/٥/۱٦
    "آيينه شما"()

149-به یاد محمد نوری

دیدمت، آهسته پرسیدمت
خواندمت، بر ره گل افشاندمت
آمدی، بر بام جان پر زدی
همچو نور، بر دیده بنشاندمت

بردمت، تا کهکشان‌های عشق
پر کشان، تا بی نشان‌های عشق
گفتمت، افتاده در پای عشق
زندگیست، رویای زیبای عشق

می روی، چون بوی گل از برم
رفتنت، کی می شود باورم
بوده‌ای، چون تاج گل بر سرم
تا ابد، یاد تو را می‌برم

چه قدر خاطره دارم از این ترانه...خوش به حال اونهایی که برای همیشه ماندنی می شوند...در دل ها و ذهن ها و خاطره ها

   + آیینه ; ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٩/٥/۱۱
    "آيينه شما"()