آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

145-شناخت


این من هستم! یعنی آقای همسر می گه شبیه منه...یه جایی این عکس رو دیده رفته داده واسش بزرگ کشیدن رو این کیف های کاغذی دستی...بعدش هم با خوشحالی اومد خونه که دادم شکل خودت رو روی این کیف بکشن.

کسانی که منو دیدن می دونن قیافه ظاهریم هیچ شباهتی به این عکس نداره ولی قیافه درونیم خیلی شبیه اینه.

راستش از اینکه همسرم این جوری می شناسدم کلی کیف کردم و باید اعتراف کنم یکی از بهترین هدیه هایی بود که گرفتم. 

   + آیینه ; ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٧
    "آيينه شما"()

144-کلامی از شیخ بهائی

آدمی  اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده  نیست، زیرا :

اگر بسیار کار کند، می‌گویند احمق است !

اگر کم کار کند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

اگر جمع گرا باشد، می‌گویند  بخیل است!

اگر ساکت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری کند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاکاراست!!!

و اگر نکند میگویند  کافراست و بی‌دین .....!!!

لذا نباید بر حمد و  ثنای مردم اعتنا کرد

و جز ازخداوند نباید  ازکسی ترسید. 

پس  آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

پ.ن:

١-استراتژی من در زندگی شخصی ام همین جمله سبز رنگ است.

٢-اینکه واقعا جملات متعلق به شیخ بهایی است یا نه,  را نمی دانم.

٣-با تشکر از مریم بابت این ایمیل

   + آیینه ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٤
    "آيينه شما"()

143-پیمان شکن

در دوره دانشگاه یک آقایی بود که با هم همشهری و هم ورودی بودیم( البته دو رشته مختلف).. یک بار که همون سال اول اولیا را به دانشگاه دعوت کرده بودند پدرامون فهمیدن که همسایه ایم و یه کوچه با هم فاصله داریم و ما هم فهمیدیم که همشهری هستیم...

این آقا هر وقت منو تو دانشگاه می دید خیلی گرم سلام و احوالپرسی می کرد و از حال و اوضاع می پرسید و ...ولی دو -سه بار که تو  شهرمون و تو محله دیدمش، نه تنها سلام نکرد که جواب سلامم رو هم خیلی گذرا و سرد داد، حتی سرش رو هم بلند نکرد...من هم از اون به بعد هر وقت تو دانشگاه می دیدمش یا به روی خودم نمی اوردم یا در برابر سلام گرمش سرسری یه جوابی می دادم، آخه از ادم هایی که ارزش هاشون با مکان و محیط متغیره هیچ وقت خوشم نمی اومده....(این اتفاقات مال سال 77 تا 80 بود.)

پارسال با مامانم بیرون بودیم، گفت این خونه رو پسر اقای فلانی ساخته. گفتم همونی که علم و صنعتی بود؟ گفت: نه برادر دو قلوش!!! که عمران خونده....

*****

این جور وقتها که بعد مدت ها می فهمم یه قضاوت غلط  و نامنصفانه درباره یک نفر داشتم خیلی از خودم بدم میاد و هر بار به خودم قول می دم اگه از کسی دلخوری برام پیش اومد حتما موضوع رو با خودش در میون بذارم و متاسفانه هر بار پیمان شکنی می کنم....

   + آیینه ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/۳/۸
    "آيينه شما"()

142- در مسیر وبلاگ نویسی...

معمولا وبلاگ دوستان را همراه با نظراتش می خونم....اینقدر حسودیم می شد که بیشتر نظردهندگان باهاشون موافق بودند و همه چیز گل و بلبل و صلح و صفا و....(با صدای کلاه قرمزی بخونید)

حالا من درباره وضعیت آب و هوا هم بنویسم همیشه n درصد مخالفند همونطور که داستانک های بیچاره مان هم بی نصیب نماندند(دوستان ایرد گرایشات فمینیستی به ایشان وارد نمودند) و استعداد نویسندگی مان در نطفه خفه شد...

(البته امروز فهمیدم امیر علی هم در این زمینه با من همدرد است.)

ولی چند روز پیش جمله ای از یه ادم مشهور دیدم که از فرط ذوق مژه اسمش رو به خاطر نسپردم:"هر وقت می بینم همه باهام موافقند می فهمم در مسیر غلطی گام بر می دارم"

پ.ن: البته می دانم که دوستان در انتخاب موضوع حرفه ای عمل می کنند.

   + آیینه ; ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۳/٥
    "آيينه شما"()