آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

172-خونه

دیشب اولین شبی بود که تو خونه خودمون خوابیدیم. خونه ای که واقعی مال خودمونه.

نمی دونم چرا ولی از بچگی خونه داشتن برام مهم بوده.مامانم تعریف می کنه از وقتی چهار پنج ساله بودی هر وقت می رفتیم مهمونی,‌وقتی برمی گشتیم به جای اینکه از خوردنی ها و اسباب بازی ها و بچه های اونجا حرف بزنی همیشه این سوال تکراری رو می پرسیدی که "‌مامان خونه مال خودشونه؟" و وقتی جواب مثبت می گرفتی می گفتی خوش به حالشون!!! جالبه که تا ٨ سالگی که خونه خریدیم در یک خانه بزرگ و ویلایی مستاجر بودیم و حتی جابجایی هم نداشتیم که بهم سخت بگذره. ولی نمی دونم چرا خونه داشتن برام اینقدر مهم بوده.

از وقتی هم که ازدواج کردم یادم نمیاد جز خرید خونه خواسته مادی دیگه ای از همسرم کرده باشم..نه لباس نه ظرف نه طلا نه مبلمان, نه ماشین و ....

ولی وقتی به این فکر می کنم که خودمون رو به آب و آتیش زدیم,‌کلی وام گرفتیم,‌قرض کردیم,‌این ور و اون ور زدیم که یک چهاردیواری ناقابل اون هم نه روی زمین (در ارتفاع) در این کره خاکی که اینقدر بزرگه برای خودمون داشته باشیم و تا آخر عمر باید قسطهاش رو بدیم هم خنده ام می گیره و هم دلم می گیره....واقعا ادم وقتی از بیرون به زندگیش نگاه می کنه یک چیزی بین تراژدی و کمدی می بینه نه واقعیت زندگی.

.......................

سال نو مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبغل

   + آیینه ; ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢٤
    "آيينه شما"()

171-خدایا فکر کن ما هم تونسیایی! هستیم

سال 85 شرکت اعلام کرد که شرایط بهره مندی از مســــــ ـکن مهـــــ ر را دارم و یک میلیون و دویست هزار تومان و یک برگ سفته برای خودمان و یک برگ سفته برای همکار دیگر به عنوان ضامن  از ما دریافت نمود (مبلغ سفته را به خاطر ندارم) همچنین یک تعهد محضری مبنی بر اینکه خودم و همسرم خانه ای به اسممان نیست...

در این مدت گاهگداری پیامی می رسید مبنا بر گرفتن مجوز و زدن کلنگ و این حرف ها...

چند ماه پیش که قصد خرید خانه را داشتیم و شدیدا پول نیاز داشتیم به تعاونی سر زدم و گفتم می خواهم انصراف بدهم گفتند امکان انصراف نیست و ما تا مراحلی پیش رفتیم و اگه هر کی بخواد پولش رو پس بگیره ال می شه و بل می شه... از خیرش گذشتم (به جاش تعدادی سکه داشتیم که اونها رو با قیمت اون موقع 337 تومان فروختیم و حالا سکه شده 390 تومان!) ....تا اینکه ماه گذشته مبلغی از حقوقم کسر شد بابت وامی که نگرفته بودم.پیگیری کردم و معلوم شد تعاونی بابت مســــــ ـکن مهـــــ ر کم می کند...دوباره مراجعه کردم و گفتم آقا می شه بررسی کنید ببینید اگه کسی بعد از ان تعهد محضری خانه بخره مســــــ ـکن مهـــــ ر بهش تعلق می گیره یا نه...گفتند خیر واضح و مبرهن است که تعلق نمی گیرد.مســــــ ـکن مهـــــ ر مال انهایی است که خانه ندارند.گفتم خب پس لطفا پولم را پس دهید و مبلغ کسر از حقوقم را قطع کنید...

-نه نمی شه به هرحال ما هزینه کردیم و پول شما درگیر است و ...حالا چون  شما همکارید بیایید یک فرم انصراف پر کنید ببینیم چه می شود!

جالبه که در فرم باید تعهد بدی که ایتم های زیر را قبول داری:

خود تعاونی جایگزین انتخاب می کنه و تو حقی در این زمینه نداری.

هیچ ارزش افزوده ای به پولی که چند سال خوابیده تعلق نمی گیرد.

هزینه های سازماندهی!!! از پول شما کم می شود.

تا وقتی جایگزین پیدا نشده پولی به شما تعلق نمی گیرد.

فرم رو امضا کردم ... و البته حق کسی که با طناب یک "احمق" به چاه میره همینه که نه راه پس داشته باشه و نه راه پیش.

***

رفتم فروشگاه اتکا که به قول خودشون قیمت هاشون 3 درصد تخفیف داره. دستکش ظرفشویی می خواستم، چون دستکش ها بر اثر گذشت زمان فاسد و پوسیده می شن همیشه رو تاریخ تولیدشان حساسم. از سال 87 داشت تا 8808 که از سر ناچاری همین آخری را گذاشتم تو سبد.

فاکتور که گرفتم دیدم دستکشی که روش 950 تومان خورده را 1187 تومان زده. از صندوقدار علتش را پرسیدم با بی اعتنایی گفت افزایش قیمت داشته خانوم بیرون گرون تره.

بهش گفتم بیرون که گرون تره مال یک سال و نیم پیش نیست که، شما موظفید به قیمت خریدتون بفروشید نه قیمت روز بازار...

-ما به سرور اصلی متصلیم ..قیمت به ما ربطی نداره.

می خواستم برم پیش مدیر فروشگاه ولی مطمئن بودم تو این مملکت خ..تو خ... جوابی بهتر از جواب بالا نمی شنوم.

***

مسیری که از سرویس پیاده می شم تا خونه زیاده و باید تاکسی سوار بشم. نرخ تاکسی مسیر500-600-700 و 800 تومانه و هر کی هرچقدر عشقش بکشه می گیره...نه من و نه هیچ کس دیگه هم حال اعتراض و شنیدن درباره گرونی جنسها و بنزین و ...رو نداریم.

 

   + آیینه ; ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٩/۱٢/۱۱
    "آيينه شما"()

170-حوصله م سر رفت...

وقتی از کار یا از بیداری خسته می شیم یک کم می خوابیم.

کاش می شد وقتی از زندگی خسته می شیم یک کم بمیریم.

احساسات بهارانه فصلی امسال در زمستان به سراغم آمدند.

   + آیینه ; ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/۱٢/۳
    "آيينه شما"()