آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

115-5S

به لطف یکی از مافوق هایم*  که خیلی قبولش دارم، می تونم از خونه و از طریق اینترنت کارتابلم* رو چک کنم تا خیلی از کار و شرکت بی خبر نمونم توی این شش ماه.

* قائم مقام واحد و احتمالا به زودی مدیر واحد
** در حقیقت یک سیستم الکترونیکی جهت ارجاع و پیگیری کلیه کارها و گزارش ها و اطلاعیه ها و ...شرکت


هفته پیش یک نامه آمده بود در رابطه با 5S .بعضی از بندهاش:
• هیچ نوع ادعیه، زیارت نامه، عکس، پوستر، شعر، کارت ویزیت، اطلاعیه تاریخ گذشته و ... زیر شیشه‌ میزها، روی دیوارها و پارتیشن‌ها نباشد.
• هرگونه لوازم شخصی اعم از قرص، دارو، مهر نماز، سجاده، اسپری خوشبو کننده، کارت تبریک و کارت پستال و ... روی میزها، کازیه‌ها، قفسه‌ها و ... نباشد و به محل کشوهای شخصی انتقال داده شود.
• هیچ نوع کالای غیر ضروری نباید در کشوها نگهداری شود. در این صورت دبیر مربوطه باید پاسخگوی عدم تعیین تکلیف کالای مربوطه و خروج آن از محل نگهداری باشد.

شاید خیلی بد باشه که یک مهندس صنایع اینو بگه ولی به نظرم یکی از مزخرف ترین برنامه هایی که این مهندس های صنایع _اون هم به این شکلش_در شرکت های خدماتی پیاده می کنند همین 5S است.من نمی دونم ضروری و غیر ضروری بودن کالای تو کشوی من رو کی تشخیص می ده که دبیر مربوطه باید پاسخگو باشه یا اینکه من اگر قرصم جلوی چشمم نباشه یادم می ره بخورمش چه ربطی به بهره وری داره یا وجود کارت پستالی که با یادآوری یک خاطره بهم انرژی بیشتری برای کار کردن می ده واسه چی باید از روی میزم حذف بشه؟ گذشته از اینکه من معتقدم یک آدم خلاق عمرا نمی تونه به اصول این  5S پایبند باشه.اصولا خلاقیت رابطه مستقیمی با شلختگی داره!!!از خود راضی
خلاصه بسیار خوشحالم که هنگام ممیزی  5S لعنتی در مرخصی استعلاجی به سر می برم.
پ.ن: آقایونی که خانم خانه دار دارند خیلی باید قدرش رو بدونن چون واقعا تو خونه موندن و کار خونه کردن کار خیلی خیلی سختیه.حالا خدا رو شکر که خدا این اینترنت رو آفرید برای ما!

 

   + آیینه ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۸/۸/۱٠
    "آيينه شما"()

114-عابر

-"عابر"م رو جاگذاشتم.

-می خوام برم"عابر"م رو چک کنم.

-با "عابر"م می پردازم.

-باید از "عابر"م پول بگیرم.

اگه کسی یه ده سالی ایران نبوده باشه و درس کلاس دوم دبستان درباره چراغ راهنمایی و عابر پیاده یادش باشه، احتمالا از جا گذاشتن و پول گرفتن و ...از"عابر" کلی تعجب می کنه_کافیه به جای عابر در جملات بالا کلمه فرد پیاده رو بذاریم تا ببینیم معنی جملات چه عجیب غریب می شه_.

ما ایرانی ها بعضی موقع ها خیلی بد مخفف می کنیم.مثال دیگه ش کلمه "آزمایشگاه" که تو دانشگاه ها به "آز" شهرت داره و ادم رو یاد "حرص و طمع" میندازه.

اینهمه پرحرفی می کنیم و گاهی اینجوری توی مصرف کلمات صرفه جو می شیم خیلی جالبه.

پ.ن: مثالهای اینجوری خیلی تو ذهنم بود که انگار همش پریده اینقدر که تنبلی کردم تو نوشتنش(شاید هم از آثار بیهوشی باشه)،اگه چیزی یادتون می یاد اضافه کنید.

   + آیینه ; ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۸/۸
    "آيينه شما"()

113- تشکر

از پیام های تبریک همه دوستان متشکرم. از اینکه واسه شادیم شریک های خوبی مثل شماها دارم خیلی خوشحالم.

بعضی از دوستان از اسم دخترم پرسیده بودن. چون اسم خودم عربیه و اسم همسرم عبری خیلی برامون مهم بود که اسمش حتما ایرانی باشه.به همین دلیل یک اسم اوستایی براش انتخاب کردیم:" مانترا"،  به معنی گفتار وَرجاوند اهورایی، کلام مقدّس سخن ایزدی.mantra

از سایت ثبت احوال هم پیداش کردیم.صفحه سوم از اسامی شروع شده با "م".

پ.ن: هیچ وقت قدرت خدا رو این طور با همه وجود لمس نکرده بودم.وقتی به مژه ها، ناخن های ظریف، ضربان منظم قلبش و ...نگاه می کنم واقعا نمی تونم جر معجزه اسم دیگه ای براش بذارم .

   + آیینه ; ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸۸/۸/۱
    "آيينه شما"()