آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

103-دندان درد

طبق معمول خیلی از روزها دندان درد دارم. آخه دندون های من به صورت دوره ای و نوبتی خراب می شن . طوری که اولا به جز دندونای جلو همشون یک سابقه دندانپزشکی دارن..ثانیا اکثرا 3تا 4 سابقه دندان پزشکی دارند! البته این را از خانواده پدرم به ارث برده ام. یادمه وقتی کلاس اول بودم و پدرم حدودا 35 ساله، همه دندان هایش را کشید و دندون مصنوعی گذاشت... آخه اون هم از دستشون کلافه شده بود...
جایی خونده بودم که چیزی به نام "درد" وجود ندارد یعنی چیزی که ملموس و قابل تعریف باشه، بلکه درد مجموعه ای از پیام های اطلاعاتی است که از طریق سلول های عصبی به مغز منتقل می شه...سعی می کنم تصور کنم که الان یک pack اطلاعاتی تو دندون هام در حال تهیه و تدارکه تا سریع السیر به وسیله سلول های عصبی به مغز برسه و من درد رو با همه وجود حس کنم. راهم که نزدیکه و از دهن تا سر راهی نیست...حالا اگه یکی از این سلول های عصبی که کار انتقال اطلاعات رو به عهده داره دلش بسوزه و بی خیال انجام وظیفه اش بشه، این اطلاعات همون جا می مونه و بعد یک مدتی هم بایگانی می شه و بعد هم امحا و نابود دیگه..به هرحال تجمع اطلاعات که موجب مرض نمی شه! وای که اگه این سلول ها در عدم انجام وظیفه یک کم بویی از ایرانی بودن برده بودن ...چشمک

پ.ن: راستی کسی می دونه فرمت این اطلاعات چه جوریه؟ صفر و یکه؟پالسه؟ یا ...شاید اگر بشه فرمتش رو شناخت بشه تو ارسالش هم اختلال ایجاد کرد.اونوقت می شه در حالی که بیمار دیگه درد نمی کشه, دست به کار درمانش شد.

   + آیینه ; ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٩
    "آيينه شما"()

پ.ن جدید در رابطه با نوشته قبل:

در راستای نظر دوستان باید بگم تا وقتی حق طلاق، حق انتخاب محل سکونت، حق مجوز کار و از "در" خانه بیرون رفتن، حق حضانت فرزندان ، حق مجوز ازدواج برای دختران و هزار حق دیگر با آقایان است و شکل نگاه جامعه به زنان طلاق گرفته این جور،  وجود مهریه "بالا" هم ضروری است. چرا باید مهریه به مفهوم اولیه اش بر گردد(هدیه ساده)ولی سایر قوانین با توجه به مقتضیات تغییر نکند؟ در جامعه قبیله ای زمان پیامبر طبیعی بود بعد از مرگ پدر، پدر بزرگ و عمو ها حق سرپرستی و اجازه درباره ازدواج دختران و ...رو داشته باشند الان چرا باید این حق وجود داشته باشه؟ در جامعه ای که زن بیکار بوده شاید طبیعی باشه حق سرپرستی بعد از طلاق با پدر باشه ، الان چرا؟

خلاصه شاید مهریه ضامن خوشبختی نباشه که من هم نگفتم هست ولی لااقل باعث می شه فقط زن بعد طلاق بدبخت نشه  و همه چیز واسش تموم بشه ، لااقل آقاهه رو هم همراه  خودش بدبخت کنه که دلش با این قوانین احمقانه خیلی نسوزه.

 

عید همگی مبارکلبخند

   + آیینه ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٢۸
    "آيينه شما"()

102-اندر ضرورت مهریه

آرمان مطلبی با عنوان "ضرورت یا عدم ضرورت " در وبلاگش نوشته و از دوستان هم خواسته نظر بدن .نظراتی بدون کل کل..
دیدم حجم نظراتم زیاده گفتم بهتره پاسخش رو در قالب یکی از نوشته های وبلاگم بدم خصوصا اینکه این نظرات بی ارتباط با آیینه ام هم نیست:
آرمان در جایی از متنش نوشته :" من مهریه رو مربوط به زمانی میدونم که زنها از خانه پدری به خانه شوهر می رفتن و کارهای منزل به قدری زیاد بود ( آب آوردن- نظافت منزل - نان پختن - شستن لباسها سر رودخانه و .......) که زنان امکان کارهای خارج از منزل رو نداشتن و البته رشد اجتماعی اندک بشری هم کار بیرون از خانه رو برای زنان مجاز نمی شمرد و در نتیجه زنان هیچ درآمد و پس اندازی نداشتن و با مردن شوهر و یا طلاق داده شدن حتی ممکن بود به آوارگی در خیابانها دچار بشن."
1- اون موقع ها بعد مرگ شوهر چه کسی مهریه شون رو می داده؟
2- الان بعد طلاق کدوم مردی مجبوره " دسترنج سالها تلاش و کارش " رو به زنش بده؟ ماشا ا... احکام قانونی با قسط بندی و ماهانه تحویل یک سکه کارو راحت کرده،بگذریم که تعیین محل تحویل سکه هم با آقایونه و بعضی ها برای آزار دادن محل های پرت و پلا رو برای تحویل یک دونه سکه تعیین می کنن تا بالاخره همسر بیچارشون خسته بشه و بی خیال یک سکه تو ماه...
3- موقعیت یک مرد بعد از طلاق با موقعیت یک زن تو جامعه ما قابل مقایسه است؟ متاسفانه اون قدر نگاه ها به زنان طلاق گرفته زشت و کریه است که خیلی از زن ها حاضرن هر چیزی رو تحمل کنن تا به اون نگاه ها و قضاوت ها دچار نشن در حالی که اقایون بعد طلاق هیچ فرقی با یک مرد مجرد ندارن..راحت سرکار می رن، معاشرت می کنن، خونه اجاره می کنن و ...پس با مقایسه این دو موقعیت باید یک استرس کوچولو هم از طریق مهریه به اقایون وارد بشه که اینقدر راحت بحث طلاق رو پیش نکشن . اینطور نیست؟
4- شما که مبنای مقایسه رو شاغل بودن و غیر شاغل بودن زنان برای وجود یا عدم وجود مهریه می دونید ..فکر نمی کنید با این حساب حق سرپرستی فرزندان بعد از 4 و 7 سالگی هم باید به زنان سپرد چون حالا که دیگه در امد دارن...نه اینکه زنان بیچاره به عشق فرزندانشان مجبور بشن مهریه شون رو ببخشن تا اقا لطف کرده و حق حضانت بچه ای که سختی های تولد تا 7 سالگیش رو تحمل کردن و به اصطلاح تازه از اب و گل دراومده به اونا بسپارن.
5- در مورد همین شاغل بودن مساله حق دیه زنان است که الان نقش و تاثیری برابر مردان تو جامعه دارن...یا به نظر شما افزایش سطح سواد و آگاهی زنان نباید موجب برابری ارزش شهادت یک زن و یک مرد بشه؟ امیدوارم بحث احساسات زنان رو تو این مورد مطرح نکنید که توی این دوره و زمونه زنها خیلی منطقی ترن...یا اینکه وقتی زنی 28 سال زحمت کشیده و دخترش را تک و تنها بزرگ کرده  چقدر عادلانه است مردی به نام پدر یا پدربزرگش که 20سال است حتی دخترک را ندیده بیاید و به او اجازه ازدواج بدهد؟ حالا چی شده پای سواد و درامد داشتن زن تو بحث مهریه همه اقایون رو کشته و تو بحث های این چنینی ککشون هم نمی گزه؟ این موارد خیلی زیادن، همین چند نمونه رو داشته باشید فعلا.
6- تقریبا بیشتر  همکاران من علاوه بر وظایف شغلی بیرون از خانه، کلیه امور منزل رو هم عهده دارن و همسرانشان در لباس و ظرف شستن و غذا پختن و نظافت و ...هیچ مشارکتی ندارن و تازه به روشنفکری شان هم مفتخرن که اجازه کار به همسرشان می دهند...حالا در مقابل این ادمای از خود متشکر و خودخواه در دست داشتن یک ابزار مثل مهریه  به نظرتون حداقل ابزاری برای حفظ زندگی نیست؟
7- شخصا قبول دارم که زندگی ای که به بن بست رسیده نمی شه با مهریه نگه داشت ولی مهریه رو به عنوان "هدیه مرد به زن" نمی دونم، بلکه با توجه به بوالهوس بودن خیلی از آقایون هموطن_و نه همه _ و همچین همه قوانین مرد سالارانه و ضد زنی که در جامعه مان وجود دارد، وجود مهریه رو 100 درصد ضروری می دونم.
8- من سر اختلاف نظر روی مهریه ام ، نزدیک بود ازدواجم رو بهم بزنم ... تو مجلس بله برون در حالی که پدر و مادرم سکوت کرده بودن خودم حاضر نبودم از مبلغی که تعیین کردم پایین بیام_البته همسرم هم مخالف نبود و ساکت بود_ و دست آخر همان مبلغی شد که خواستم...چون با توجه به بحث های بالا و اینکه معتقدم هیچ انسانی رو تا  وقتی باهاش زیر یک سقف زندگی نکردی نمی تونی بشناسی برام بالا بودن مهریه مهم بود _راستش من اون هایی که 5 تا و 14 تا سکه مهریه رو قبول می کنن خیلی ساده دل و خوش بین می دونم_ ولی گذشته از اینکه حتی یک بار هم درباره این مبلغ با همسرم حرفی نزدم حالا که 4 سال گذشته  و او و خانواده اش را خیلی بهتر می شناسم حاضرم همش رو ببخشم.
9- اگر مرد بودم و قصد ازدواج داشتم قبل هر چیزی از نظر همسرم در باره مسائل مادی  در زندگی و نگاهی که به حقوق زن و مرد در زندگی دارد آگاه می شدم و بعد سراغ تعیین مهریه می رفتم.چون نمی شه انکار کرد که بعضی از زنان از مهریه نه به عنوان ابزاری برای دفاع از زندگی مشترک در برابر هوسبازی  برخی مردان که به عنوان ابزاری برای حمله به زندگی مشترک برای هوسبازی خودشان استفاده می کنند.

   + آیینه ; ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸۸/٤/٢٢
    "آيينه شما"()

101-خدایا شکرت

یادمه یه دوره زمانی تو دبیرستان خیلی به کتابای عرفانی و دینی علاقه مند شده بودم:تذکره الاولیای عطار ,معراج السعاده نراقی وحلیة المتقین از پر رنگ ترین کتابهاییه که از اون دوران تو ذهنم مونده، همزمان تو کلاسهای مختلف مسجد هم شرکت می کردم از کلاس والیبال گرفته تا صوت قرآن و کلاسهای عقیدتی آن که مدرسش یک استاد دانشگاه بود.نماینده مدرسه 700 نفری مون هم تو انجمن اسلامی بودم و در کلاسهای تحلیل سیاسی هم که توسط یک دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی(که جانباز هم بود) تدریس می شد شرکت می کردم.پدرم با اینکه هیچ وقت در طول زندگیم در هیچ موردی درباره کارها و روابطم اظهار نظر نکرده اون موقع از کتابایی که می خوندم و جاهایی که می رفتم خیلی راضی نبود هرچند صریحاً منعم نمی کرد ولی می گفت سرت رو دارن از چیزایی پر می کنن که اصلا خوب نیست...اون موقع کاملا موضع می گرفتم که اله و بله و ...شما ها خیلی چیزها رو نمی دونین و ...این چنین شد که دوره اول کاندیداتوری خاتمی به "ری شهری" رای دادم که هنوزهم از انتخابم خجالت می کشم...ولی خب خدا همیشه همراهم بوده و نمی دونم چی شد و چی نشد که از خوابی که شبیه هیپنوتیزم بود بیدار شدم ...فهمیدم که هیچ کی و هیچ چی مثل عقل خودم_رسول باطنی ای که هدیه جاوید خداوند به انسان است _ نمی تواند در زندگی راهنمایم باشد.حتی در دینی هم که پذیرفتم تسلیم نیستم_در حالی که قبلا خیلی سنگ این تسلیم بودن رو به سینه می زدم_ و همه چیز را تجزیه و تحلیل می کنم و اگر به وضوح با عقلم در تضاد باشد نمی پذیرم و می دونم خدا به اندازه وسع فهم و درک من بر عهده ام تکلیف نهاده ..

خدا را شاکرم در خانواده ای بزرگ شدم که پدر و مادرم قبل از هر چیز فکر کردن و اینکه فقط خودم در برابر اعمال و افکارم مسئولم رو بهم یاد دادن.خدا را شاکرم که سالهاست در زندگی ام به اصطلاح پشت سر کسی نماز نخوانده ام و سر سپردگی به یک انسان را در حد شرک به خدا می دانم.خدا را شکر می کنم انقدر بهم توان فکری و تحلیلی داده که خودم بدانم، تحلیل کنم و تصمیم بگیرم و سخن و نظر هیچ کسی برایم فصل الختام(یا فصل الخطاب؟نمی دونم) نباشد...خدایا شکر

   + آیینه ; ۸:٥٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/٢
    "آيينه شما"()