آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

73-چندگانه(1)

 

1-     صبح  که از خواب بلند شدم دیدم اتاق خیلی سرده، کنترل کولر رو به سمتش  گرفتم تا خاموشش کنم. هر کار کردم نشد، زاویه دستم رو عوض کردم، جام رو تغییر دادم،ارتفاع دست و فشار رو دکمه رو کم و زیاد کردم ولی نشد که نشد (چون کولر گازی پنل داربود ،کلید دیواری هم نداشت) هم یخ کرده بودم و هم کفری بودم... واقعا راهی به نظرم نمی رسید یک کم به کنترل نگاه کردم ...دیدم به جای کنترل کولر ، کنترل  DVD تو دستمه که هم سایز و هم رنگ کنترل کولره....

به این فکر کردم چه کارهایی تو زندگی ام رو خواستم با یک کنترلر عوضی پیش ببرم و وقتی نشده به زمین و زمون بد و بیراه گفتم غافل از این که ...

 

2-     این آقای دکتر لاریجانی خداییش با بقیه این رجال سیاسی یک فرقایی داره ، ادم وقتی می شینه پای حرف هاش به وضوح  می فهمه که می فهمه. به دیوان محاسبات گفته نباید استراتژی شون مچ گیری باشه بلکه باید نظامند کردن کارها برای جلوگیری از تخلف ها باشه یا در باره مشکل بهره وری پایین و تخلفات اداری راه آموزش و افزایش تخصص ها رو پیشنهاد داده. آدم چه کیفی می کنهاز خود راضی وقتی می بینه یکی از مسئولین حکومتیش با درایت و تدبیر و از روی فکر صحبت می کنه و نظر می ده. همین آقا وقتی خبرنگاران خارجی درباره هولوکاست ازش پرسیده بودند به جای ریسمون و آسمون بافتن و گفتن حرف های بی پایه و اساس گفته بود: این یک مساله تاریخی است و متخصصین آن باید درباره اش نظر دهند.

3-     دیشب آقای ر.ج محترم سخنرانی داشت(هر وقت یک سریالی در این رسانه ملی خیلی مورد توجه مردم قرار می گیره بی برو برگرد باید منتظر صحبت ها و درد دل ها و مصاحبه های یک دفعه ای ر.ج محترم درست قبل از سریال بود.) حرف هاشون مثل همیشه بسیار جالب بود ولی من به تحفه ای بسنده می کنم: مردم ایران بهترین و معنوی ترین و ...مردم جهان هستند.... از هر 10000 (!)  نفرشون شاید یک نفر باشه که کار درست رو قبول نداشته باشه. خیلی دوست داشتم بهش بگم پس به خاطر همینه که 99% مردم کارهای تو رو قبول ندارن...این قدر که کارت درسته! این مصاحبه فقط علی صادقی (بیژن سریال 3در 4 رو کم داشت که بیاد به ایشون بگه :چیییییییییییییییییی می گییییییییییییییییتعجب)

4-     تولد امام علی (ع) مبارک. امیدوارم توفیق داشته باشم از این به بعد بیشتر درباره  این انسان پاک و برگزیده خداوند بدانم و آنچه را می دانم در وبلاگم بنگارم.

   + آیینه ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٤/٢٥
    "آيينه شما"()

72- علی

متنی را می خواندم درباره حضرت علی (ع) که او را از منظر عقلانی و نه به قول نویسنده از  منطق غلیان احساسات بررسی کرده بود : "به عنوان بنده ای از بندگان پاک خدا، به عنوان کسی که برای ظلمی که بر دختر یهودی رفته، غمی جانکاه او را دربر می گیرد ومردن از غم چنین اتفاقی را سزاوار می شمارد. کسی که وقتی افرادی دردوران مدیریت او امنیت را از مسلمانان سلب کرده و به درگیری مسلحانه اقدام کردند ، او پس ازتلاش بی وقفه برای جلوگیری از نبرد و پس ازشکست آنان، نه منافقشان خواند و نه کافر، بلکه آنان را برداران مؤمنی خواند که به مسلمین ستم کردند، به تحلیل مسائل مربوط به ایشان پرداخت و پس از آن نیز با کمال عدالت و آزادی خواهی، نه حقوق رسمی آنان از بیت المال را قطع کرد و نه آنان را به زندان، حصر و یاتبعید محکوم کرد. و به این ترتیب روشی را بنیاد نهاد که بسیاری از مدعیان تشیع، اسلام، عدالت،آزادی و یا دموکراسی را برای همیشه ی تاریخ، رسوا کرده و می کند."
همچنین او را ازدید مشاوری امین برای اصحاب قدرت ،درحالیکه خارج از قدرت بود ، تحلیل نموده و مدارای اورا درعین حق جویی و حق گویی عنوان کرده است...

نکته جالبی که در اعتراض به تعاریف اغراق آمیز برخی مداحان و ستایشگران ایشان دراین نوشته بود و منو شوکه کرد این بود:

"هیچ ضرورتی ندارد که قدکوتاه ایشان را انکارکنیم،چراکه بلندی قد یا متوسط بودن آن،هیچ مزیت انسانی برای کسی ببار نمی آورد تا فقدان آن کمبودی به شمارآید."

 

یک لحظه انگار علی ای که می شناختم رفت و یکی دیگه اومد ...علی ذهن من خیلی رشید بود و بلند قامت ....نمی دونم از کی شنیدم یا اصلا شنیدم یا تصورات خودم بوده که فکر می کردم خیلی تنومند و قد بلند بوده .... کوتاهی قد او که درست عکس تصور من بود تلنگری سمبلیک بود برام که بدونم از علی هیچی نمی دونم هیچی...

به این فکر می کنم که وقتی حضرت مهدی ظهور کند همانطور که تصویری که حدود سه دهه بهش عشق می ورزیدم اینجوری در ذهنم دگرگون شد (البته به صورت نمادین) شاید آن روز هم ، همه تصوراتم_تصوراتمان_ از اسلام فرو بریزد....

 

*شرمنده که به دلایلی شخصی نام نویسنده را نگفتم.

   + آیینه ; ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٧/٤/۱٧
    "آيينه شما"()

71-بود آیا که در میکده​ها بگشایند

دو هفته پیش که شیراز بودیم وقتی رفتیم حافظیه، فال گرفتم آخه شنیده بودم حافظ سر قبرش خوب جواب می دهد،شعر زیر اومد:

بود آیا که در میکدهها بگشایند

گره از کار فروبسته ما بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

به صفای دل رندان صبوحی زدگان

بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند

....

 

 در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند

حافظ این خرقه که داری تو ببینی

 که چه زنار ز زیرش به دعا بگشایند

  نکته جالب اینجاست که تقریبا از سال 81 تا حالا هر وقت مداد دستم می یاد _اگه شکل دخترک های عروسکی نکشم_ همیشه دو بیت اول این شعر رو می نویسم خصوصا اگه دلم گرفته باشه(همه جزوه های درسی ام،دفاتر خاطرات سال های گذشته و چرک نویس هام شاهدند) .خلاصه خیلی کیف داد خیلی.

 

 می خواستم عکس های نقش رستم رو بذارم و از بی توجهی به پرسپولیس و بنای یادگار تمدنمان بنویسم و از توجه بیش از حد به ... استغفرالله و چادر کثیفی که به زور جلوی شاه چراغ به سرم کردند (چرا می شه خونه خدا "مسجد" رو بدون چادر رفت و قبرستان بنده خدا رو نمی شه؟) ولی دیدم اصلا حالش نیست.(پریسا دو تا عکس گذاشته در عوض)

 

پی نوشت بی ربط:

وقتی دانشگاه قبول شدم و اومدم تهران محمد برادر کوچکم تازه کلاس اول را تمام کرده بود .

محمد پنج شنبه گذشته امتحان کنکور دانشگاه آزاد داد....باورش خیلی سخته. خیلی زود گذشت....فکر می کنم با وجود علاقه زیادی که بهش دارم زمان های خیلی خیلی کمی رو باهاش گذروندم. و جالب اینجاست که چقدر شبیه خودم است این موجود، فقط یک کم باهوش تره و یک دنیا با شعورتر! امیدوارم هزینه ای که بابت دوری از عزیز ترینانم دادم به آنچه بدست آورده ام بیرزد...

 

   + آیینه ; ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۳۸٧/٤/۱٥
    "آيينه شما"()

70-نفسم گرفت از این شهر(3)

می خواستم درباره  سفر هفته گذشته ام به شیراز بنویسم دیدم گفتن یه چیزایی واجب تره.

آقای مهندس بذرپاش مدیر عامل سایپا در مراسم روز زن اعلام کرده که هر خانم مجردی که ازدواج کنه رسمی خواهد شد! من به دلیل مسافرت در این جشن شرکت نداشتم ولی خیلی دوست داشتم می تونستم ازش بپرسم برای گرفتن این چنین تصمیمی چند نفر ساعت زمان صرف شده ؟ چه پارامترهایی در نظر گرفته شده؟ اصلا اثرات ضد انگیزشی آن بررسی شده؟ آیا بررسی کردند که اگر من خانم متاهل یا ان آقای مو سپید با بهره وری Xمجبور باشیم هر شش ماه  بریم قرارداد امضا کنیم و خانم تازه عروس با بهره وری زیر خط فقر! رسمی بشه و  تا سی سال با هر عملکردی از امنیت شغلیش خیالش راحت باشه، چه تاثیری تو انگیزه و عملکرد کاری ما می ذاره؟ اصلا به خودش زحمت داده که ایین نامه مربوط به رسمی شدن پرسنل بعد از حداقل 8 سال کار در شرکت و با داشتن عملکردی با کارایی x در صورتی که تعداد افراد موجود در یک واحد با این شرایط از درصدی بالاتر نره و ...، رو مطالعه کنه ؟ آیا همین که نصف جمعیت سالن دست و جیغ و هورا بکشن براش کفایت می کنه؟ اصلا به این فکر کرده شاید خیلی ها که شب و روز دغدغه تمدید قرار دادشون رو دارن و تو مملکتی زندگی می کنن که هر قانونی می تونه طول عمر حتی دو ساعته داشته باشه، واسه رسمی شدن به هر کسی جواب مثبت بدن و یک عمر خودشون رو بدبخت کنن؟

من فکر نمی کنم  هیچ کار کارشناسی روی این تصمیم و تصمیمات مشابهی که ایشان ان روز در جشن اعلام کردن (مثل اینکه از این پس خانم ها ماهانه به جای دو روز سه روز مرخصی دارند و خانم های دارای فرزند زیر 10 سال می تونن هر روز تا ۴۵ دقیقه تاخیر داشته باشن و .../همین جوری خانم ها سخت استخدام می شن، هرچند با این قوانین حق هم دارن نیروی مونث نگیرن)انجام شده باشد. فقط غبطه! می خورم به حال این ادم ها ....من درباره اینکه سبزی رادر کدام طبقه فریزر بذارم و گوشت رو کجا و مرغ رو کجا کلی بررسی می کنم و این ها...واقعا نمی دونم شب ها چه جوری خوابشون می بره و خلاصه کلام اینکه حالم از این همه سطحی بودن تو این مملکت به هم می خوره.........

   + آیینه ; ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٧/٤/۱٠
    "آيينه شما"()