آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

۴۹-از دیو و دد ملولم و "استادم" ارزوست

از قول یکی از شاگردان استاد حسن زاده آملی _ که خودش در رشته فیزیک از یکی از دانشگاه های معتبر خارجی دکترا گرفته بود _ می خواندم که نقل می کرد :سالها پیش من و سه نفر دیگه کتابی را نزد استاد می اموختیم .صبح ها بعد نماز می رفتیم منزل ایشان و آنجا کلاس را تشکیل می دادیم .استاد حتی در روزهای سرد زمستان برای اینکه صدای زنگ مزاحم اهل خانه نشود می آمدند در حیاط می ایستادند تا با شنیدن صدای پای ما در را باز کنند و...

شان استاد راهنمای من حتی اگر بدترین مشکل آموزشی برام پیش آمده  باشه یا کار خیلی مهمی داشته باشه اجازه نمی ده بهم زنگ یا حتی mail  بزنه .نهایت لطفشان این است که از طریق یکی از همکلاسان یا منشی دانشکده پیغام بفرستد که باهاش تماس بگیرم . و تاکید کرده که حدالامکان با تلفن همراهش تماس نگیرم و سه ساعت شماره همیشه اشغال دانشگاه را بگیرم تا شاید ان ساعت در دفترشان باشند و پاسخ بگویند.

 خیلی هوس یک استاد معنوی کردم . یکی که روحم رو بهش بسپارم و اون منو با خودش ببره به معراج هایی که داشته .استادی که برای حضور در کلاسش تشنه و بی تاب باشم .کسی که صرف حضور در محضرش رشدم دهد .

حاج آقا دولابی رحمه الله علیه در یکی از سخنرانی هایش می گفت : آن چه استاد به زبان و قلم می آموزد قسمت کمی از آموزش است . حضود در نزد استاد است که اهم است .

از انجا که استاد راهنمایم نمی تواند در پایان نامه ام به درستی کمکم کند با یک دانشجوی دکترا در این زمینه مشورت کردم .یک آقای جوان و مثبت که فکر کنم خودش هم زخم خورده این گونه استاد نمایان بود. خیلی امیدوار شدم .شاید که نسل بعد از ما که درصد بیشتری از استادانشان بدون سهمیه و رانت و...استاد شده اند لذت درس خواندن و علم اموختن را ببرند .

   + آیینه ; ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٦/٧/۱٩
    "آيينه شما"()

۴۸-فتاواي گره گشا!

نمي دونم از اين رسم تازه اي كه چه زود هم ،  همه گير شده خبر دارين يا نه؟ اينكه براي كسي كه از مكه مي آيد هديه مي برن ، اون هم نه يك هديه معمولي ،اگه نتوني كامل و نيمش رو بخري ديگه ربع حداقلشه!!! و اون بنده خدايي هم كه  از مكه اومده مجبوره به همون اندازه بهت سوغات بده و اين جوري مي شه كه:

1-      خيلي ها كه پول سفر حج رو دارن و شرعا حج بهشون واجبه چون پول سوغاتش رو ندارن ، مجبورن بي خيال اين فريضه ديني بشن ( چون ان نيم سكه ها و ربع ها بعد سفر داده مي شه نه قبلش!)

2-      اون هايي كه وضعشون بهتره و مي رن سفر ، بيشتر از اعمال و مناسك ، فكرشون مشغول اينه كه براي نوه باجناق همسايه شون چي بيارن و بعدا نگراني از اين كه فلاني رو يادم رفت و براي فلاني كم گرفتم و ..

3-      پول مملكت خيلي راحت و بي دردسر مي ره  بابت خريد يك سري جنس بنجل كه عمرا آدم تو ايران حاضر بشه بابتش پول بده .

4-      ادم ها وقتي مي شنون كه يكي از اقوام داره مي ره مكه بايد عزا بگيرن كه اين ماه بايد از شكم زن و بچه بزنيم و براي حاجي سكه بخريم .

5-      و اين جوري مي شه كه نه اين هديه از روي محبت قلبي و رضاي خاطره و نه اون سوغات . واسه همين هم هيچ كدوم به دل آدم نمي شينه و به دهن مزه نمي كنه .

مي دونم از پيامبر روايت شده كه از سفر سوغات بياريد و مي دونم  به هر حال سوغات مكه تبركه و براي خيلي ها تقدس داره ولي اين ارمغان مي تونه يك تسبيح و يك مهر باشه  نه چادر حرير و ادم آهني و واك من و...

چه خوبه يادمون نره واسه چي هديه مي ديم و مي گيريم .فلسفه هديه ابراز محبت قلبيه نه انجام وظيفه با كمال نارضايتي .

اي كاش مي شد يه روزي مرجع تقليد بشم .اون موقع  فتوا مي دادم كه اولا آوردن هرگونه سوغاتي از سفر حج حرام است مگر مهر و تسبيح ، آن هم به حرمت خاك مقدسش . و ثانيا هديه دادن  به حاجي را مكروه موكد اعلام مي كردم . خيلي چيزها تو جامعه با همين فتواهاي ساده حل مي شه .فتواهايي كه نه تنها كار مردم رو سخت نمي كنه بلكه آسون هم مي كنه و مسلما راحت در جامعه پذيرفته مي شه . 

يك خبر جالب . همونطور كه در نوشته قبل نوشتم خوردن و آشاميدن در سازمان ما ممنوع شده بود ولي به دليل اعتراضات مكرر ، در يك اقدام سلحشورانه و جسورانه ( احتمالا توسط مدير عامل جديد كه مهندس صنايع هم هست) اعلام شد كه هر روز از ساعت 10 تا 12 پرسنلي كه از لحاظ شرعي نمي توانند روزه بگيرند، مي تونن برن رستوران و علاوه بر اينكه از امكانات گرم كردن غذا بهره مند مي شن ، همونجا غذايشان را ميل كنند . به هرحال به هر كس كه اين تصميم رو گرفته بايد آفرين گفت .هرچند هنوز برخي از همكاران از ترس حراست ، دستشويي رو ترجيح مي دن !!!

   + آیینه ; ٧:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٦/٧/۱
    "آيينه شما"()