آینه

آینه

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود / دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست

۵۱- بر زمينت مي زند نادان دوست

یک آدم خردمند و زیرک که برای مردم کار نمی کنه و پول اونا رو می خوره یا ترسوست و به این دلیل کار نمی کنه صدبار بهتر از اون بی خردیه که می خواد واسه مردم کار کنه و بدبختشون می کنه !

**********

تو محل کارچند تا از آقایون متنی رو می خوندن و ریز ریز می خندیدن! توجهم جلب شد و ادامه متن رو گوش دادم:

...تا کار عروسیمان را یکسره کنیم ولی برای این کار باید کار و بیمه داشته باشم.لذا خواهشمندم مراتب استخدام و بیمه این جانب را در شرکت ایکس فراهم آورید.

یکی گفت خوب این ضمیمه اش چیه ؟

- هیچی. از دفتر ریاست "ج"به مدیر عامل شرکت نامه زدند که نسبت به استخدام این فرد اقدام نمایید!

جالبه بدانید که این شرکت از شرکت های غول کشور است که حقوق و مزایایش زبانزد است و این اقا از نحوه نگارشش معلوم بود دیپلم هم ندارد!

یک مورد جالب دیگه هم چند وقت پیش دیدم. یک خانم اموزش و پرورشی برای "ر.ج "محترم نامه نوشته بود که : من یک فرهنگی زحمتکش هستم .با تمام پس انداز 17 سال رنج و زحمت کشی ام یک ماشین ایکس خریدم که صندلی عقبش خراب است و با مراجعه به نمایندگان شرکت هم مشکلم رفع نشده و....

و اقای "ر.ج" محترم با نامه به مدیر عامل شرکت خودروسازی دستور رسیدگی به مشکل این خانم زحمت کش و مظلوم ! را داده بودند.

یکی نیست بگه مگه این مملکت سیستم نداره که تو موردی اصلاح می کنی. اگه مردی سیستمش را درست کن.

*********

از رادیو شنیدم اسامی برخی مفسدان اقتصادی اعلام شده که هیچ کدام در حال حاضر در صحنه سیاست و اقتصاد فعال نیستند و فعالیتشان مربوط به سال ها قبل است و گوینده به طنز این گونه نتیجه گرفت که در دولت فعلی هیچ مفسدی نداریم و همه مال دولت ها پیشینند.

***********

شهردار شهر ایکس بسیار می خورد و کل شهرداری رو دخترخاله و نوه عمو و باجناق پسر دایی اش تصاحب کرده بودند. گفتند به همین دلیل از شهرداری اخراجش کردن.مردم خوشحال که بابا این "ر.ج" محترم واقعا داره یک کارهایی می کنه ....که خبر امد آقا، شهردار یکی از مناطق بالای شهر تهران شده. به قول یه بنده خدایی اونجا مردم وضعشون خوبه اگه اختلاس هم کنه به کسی بر نمی خوره. واقعا با چه درایتی هم دل مردم رو شاد کردن و هم دل این شهردار بیچاره رو نشکستن.

**********

در محفلی بودیم و از این جور بحث ها در گرفت و یک آقای جوان در دفاع از "ر.ج" محترم خودش رو به آب و آتیش می زد که برا ی مردم کار می کنه و... و  بعد که دید از پس استدلال های من بر نمی آید مثلا خواست با مثال عینی موضوع رو توضیح بده ...مثلا همین بابای من. وقتی "ر.ج" رفته بود دهاتمون براش نامه نوشت و وام خواست برای خرید یک تراکتور و چون اونجا زمین داریم، موافقت شد. وام 8   میلیونی بلا عوض (البته این مربوط به اوایل دوره ایشان بود ) ...و بد نیست بدانید پدر این آقا از 12 سالگی اصلا در زادگاهشان زندگی نمی کند .بازنشسته کارخانه است.مغازه دارد .دو تا خونه در حوالی تهران و الان هم داره دوباره مغازه می زند.

************

در یک کلاس مدیریتی، دلایل گران شدن مسکن را بررسی می کردیم . یکی گفت همین وام های 18 میلیونی .

استاده گفت خیلی ساده اید.هیچ وقت همچین مبلغ وامی قیمت رو 10-20 برابر نمی کنه . وام های دیگه ای تو کار بوده . یکیش همین دوست من.بابت توسعه گاوداری و اشتغال زایی وام 750میلیون تومانی گرفت و 70 میلیونش رو برای بازرسی خرج گاوداری کرد و با بقیه اش ملک خرید!

نسل ما از بی خردی های این آقا خیلی ضرر کرد . اونی که سنی ازش گذشته که خب خونه و کار ش رو داره و فقط تورم خرج زندگی رو تحمل می کنه . اونی هم که بچه مدرسه ای و نوجوونه فرزند همون فرد مسنه و شرایط مشابهی داره و تا چند سال دیگه خدا بزرگه. ولی نسل ما فشار بیکاری ، اجاره خانه و تورم رو باید با هم تحمل کنه....

************

آقا در کنفرانسی که بزرگ نوشته شده "لمجلس التعاون الحول الخلیج العربیه" شرکت می کنه و با افتخار در تلویزیون اعلام می کنه در این کنفرانس حتی یک بار هم اسم خلیج عربی آورده نشد ! حالا شما جوونای بیکار هی بشینید بمب گوگلی بسازین و آب تو هاون بکوبین که خلیج همیشه فارس....

 

************

کسی رو می کنه سرپرست وزارت اموزش و پرورش  و احتمالا بعدش وزیر ....که حتی نمی تونست یک کلاس سی نفره رو اداره کنه. اون ترمی که من با ایشان ارزیابی کار و زمان داشتم خدا می دونه که از کلاس سی چهل نفری سه نفر بیشتر سر کلاس حاضر نمی شدن و این استاد محترم می رفت در کلاس می ایستاد و داد می زد: " ارزیابی ...ارزیابی... مشتری نبود می خوایم درس رو شروع کنیم !" و چقدر احساس بامزگی می کرد. بعدش هم که بچه ها رو به زور حضور و غیاب سر کلاس کشوند ، کلاسش اتوبوس بود علی می اومد نقی می رفت. من خودم وسط یکی از کلاس های ایشون  به یک نفر برای ازدواج جواب رد دادم ! و حالا این استاد شده سرپرست وزارت خانه ای که قراره ادم بسازه واسه این مملکت بی در و پیکر...

************

حتما شنیدین که این آقا تا کسی به سیاست هاش اعتراض می کنه می گه اینها منافعشون تو خطر افتاده ، می ترسن نون دونی اش رو ازشون بگیرن که این جوری جیلیز و ویلیز می کنن و عوام هم که چه ساده دلند. (در یکی از اخرین سخنرانی هاش گفت که ما این ها رو از زیر نیشگون می گیریم که این جوری صداشون درمی یاد!)... واسه همین خیلی از ادم های فعال تو صحنه سیاست و اقتصاد از ترس خوردن همچین بر چسب هایی ساکت می شن. یاد اون داستان پادشاهه افتادم که هر کی عقل داشت لباس تنش رو می دید و او برهنه در میان مردم قدم می زد و همه از ترس این که برچسب نادان بودن بخورند منکر برهنگی اش می شدند و با به به و چه چه از لباسش تعریف می کردند.

از حرفای سیاسی خوشم نمی یاد ولی دیگه نتونستم تحمل کنم............

************

دوستان عزیزم وبلاگ هاتون رو می خونم ولی به دلیل یه مشکل ناشناس در سیستم کامپیوترم نمی تونم پیغام بذارم . یعنی می تونم بنویسم ولی ارسال نمی شه.

   + آیینه ; ٦:٥٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٦/۱٠/٦